سلام
تکاب یکی از شهرستان های استان آذربایجان غربی است . این شهرستان بعلت قرار گرفتن در مابین کوهها اکثر فصل زمستان ، پوشیده از برف است. ولی بعد از اردیبهشت واقعا بهشت کوچکی روی زمین میشود. این شهرستان بغیر از طبیعت زیبایش ، چندین اثر باستانی و دیدنی دارد . از مهمترین این اماکن میتوان به تخت سلیمان ، زندان سلیمان ، زندان برنجه ،سد قجور ، چمن متحرک ( چملی) و چشمه های آبگرم تخت سلیمان ( از سمت تکاب نرسیده به کوه زندان) نام برد.

تخت سلیمان
تخت سلیمان (آتشکده آذرگشنسب ) در 42 کیلومتری شمال شرقی تکاب بر روی یک صفحه سنگی که به شکل تپه است ، قرار دارد. این صفحه سنگی در طی هزاران سال بر اثر رسوبات آب دریاچه تشکیل شده است . قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه انساني به 3 هزار سال پيش باز مي گردد یعنی قبل از زمان هخامنشیان شروع و در زمان ساسانیان و ایلخانیان به اوج رونق خود رسیده بود و يكي از مهمترين آثار تاريخي كشور است كه به عنوان چهارمین اثر ایران در ميراث جهاني یونسکو به ثبت رسیده است ، اما برخلاف قدمت و آثار آن هنوز تبلیغات قابل قبول برای آن نشده است. این مجموعه الان شامل موزه ، بقایای طاقها ، بقایای ساختمانها( ساسانی و ایلخانی) ، راهروهای زیرزمینی ، برج و بارو و دریاچه است.


برای رفتن به این مجموعه و شهر تکاب از طرف تهران از راه زنجان ( از کنار پلیس راه زنجان_ بیجار ) یا ماه نشان به دندی امکان پذیر و نزدیک است . برای کسانی که از سمت سنندج میروند هم از جاده ی سنندج به بیجار و هم از جاده ی سنندج به سقز( بعد از دیواندره) میتواند بروند. البته اگر از راه سقز برید سر راه میتوانید از غار کرفتو ( دست ساز دوره مادها) بسیار زیبا دیدن کنید. راه دیگر آن از سمت ارومیه _ مهاباد _شاهین دژ است. این مجموعه دارای سه دروازه ء شمالی ( ساسانی ) ، جنوبی ( ایلخانی) و جنوب شرقی ( ساسانی) است که از دروازه جنوب شرقی آب دریاچه خارج میشود. از مجموع 38 برج و بارو دوره ایلخانی تنها یک برج و دو بارو با ارتفاع 18 و عرض دیوار پشتی برجها به میزان 4 متر مرمت و بازسازی شده است.


علت نامیده شدن این محل به این اسم بخاطر این است که، عامه مردم به علت عدم اطلاع از عملكرد اصلي و زمان ساخت آن، با توجه به احاديث و روايت مذهبي در مورد اقتدار حضرت سليمان، اين امكان را بدان منسوب داشته و به همين جهت محل ياد شده حالت مقدس پيدا کرده و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين محل مي دانستند.


با وجود خرابی طاق ها ، ایوان ساسانی و ساختمانهای اطراف آن _ محل تاجگذاری و زندگی سلاطین بودند_ عکس آنها درون آب دریاچه جلوه و عظمت خاصی دارند.


(گنزک یا کنزک نام پیشین تخت سلیمان است که مورخان تازی آن را جزن یا جزنق نام برده اند و مغولان آن را ستوریق گفته اند. نام دیگر این شهر، شیز بوده است. شیز معرب جیس است. پلوتارک مورخ یونانی این شهر را فراد نوشته است. در نوشتههای دیگر پهلوی شیچ خوانده شده، در شاهنامه چیچست به کار رفته و کهنترین از همهٔ این نوشته ها، در اوستا ست که نام آن را، چئچست آورده است. امروزه تمام این نامها از بین رفته و این محل را تخت سلیمان می نامند. این شهر باستانی در ادوار مختلف محل سکونت اقوامی مانند مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و مغولان بوده و در هر یک از دورانهای فوق، این محل در اوج قدرت و تمدن زمان مربوط بخود بوده است. اکنون نشانی از این شهر در آذربایجان دیده نمی شود.)
معبد آناهیتا ، محل اهدای نذورات به آتشکده و محل نگهداری آتش جاویدان مربوط به زمان ساسانیان است.


یکی از ویژگی های منحصر به فرد این مجموعه نسبت به سایر آثار تاریخی وجود آتشکده دوره ساسانی در این محوطه تاریخی و کشف بیش از 2300 قطعه مهر گلین است که سندی بر وجود آتشکده در این مکان است. تالار ستوندار ( شورا) ، حمام ، ایوان جنوبی ، بناهای هشت ضلعی و آثار معماری غرب دریاجه مربوط به دوره ایلخانی میشود.


آثار بناهای دورههای اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است.. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده بود ، در زمان ایلخانیان نیز چندین بنا به این محوطه اضافه شده است.


در وسط این مجموعه بقایای طاق نماها و مقرنس های ایوان خسرو انوشیروان که مربوط به دوره ساسانی است و در زلزله 80 سال پیش یکی از دو طاق نمای اصلی این بنا که به کلی تخریب شده یود ، تاکنون پنج بار مرمت و احیا شده و طاق دیگر این بنا نیز در سال 75 به وسیله داربست های فلزی از خطر ریزش نجات یافته است . برای حفظ شکل ونمای تاریخی آثار در مرمت آنها از مصالح فرو ریخته و سنگهای تراش یافته بدون بهره گیری از سیمان استفاده شده است.

.
آب سحرآمیز و زیبای دریاچه تخت سلیمان که از عمق ۱۱۶ متری از درون زمین به سطح میآید و به زمینهای اطراف میریزد . درجه حرارت آب این دریاچه ی در تابستان و زمستان یکسان، و حدود ۲۱ درجه است و همین موضوع ثابت می کند که آب آن از سفره ای زیر زمینی در عمق بسیار زیاد تامین میشود از این رو انسان نمی تواند به عمق آن دست پیدا کند. آب دریاچه دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده است. رسوبهای حاصل از این املاح در طی قرنها، لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده است.
بر اساس مطالب anobanini چشمه تخت سليمان هزاران سال پيش شروع به جوشيدن كرده و به تدريج بر اثر لعاب حاصل از ترکیبات موجود در آب، لبه بيروني چشمه رسوب بسته و بالا آمده است. اين روند هزاران سال ادامه يافته و باعث شده كه آب چشمه گلداني در پيرامون خود بسازد به نحوي كه هم اينك ارتفاع تپه حاصل از روند فوق و همچنين عمق درياچه ناشي از جوشش آب چشمه به حدود 62 متر مي رسد. با توجه به اين كه ارتفاع رسوب دور درياچه از دوره ساساني تاكنون، يعني در طول 1400 سال گذشته حدود 12 متر افزايش يافته، مي توان گفت: به ارتفاع گلدان درياچه تقريبا در هر سال کمی کمتر از 9 ميليمتر افزوده شده است .


اين واقعيت كه ارتفاع مجموعه تخت سليمان از خط القعر محيطي كه در آن قرار دارد 62متر يعني برابر عمق درياچه است، ثابت مي كند كه كف درياچه به وسيله املاح آهكي رسوب گذاري نشده و در طول سال هاي شكل گيري آن ثابت بوده است. بنابراين در صورتي كه اشيايي در طول تاريخ به داخل درياچه پرت شده باشد، در داخل گل و لاي كف درياچه مدفون نشده و از طريق غواصي قابل كشف هستند. لبه بالايي درياچه، داراي پيشرفتگي نازكي در داخل آب است، اما باقي ديواره درياچه كاملا عمودي است. از اين بابت مشخص است كه در ادوار مختلف، لبه اضافي درياچه به تدريج شكل گرفته، بزرگ و بزرگتر شده و به همين دليل شكسته و به داخل درياچه افتاده است. بنابراين عمق ناحيه داخلي درياچه همان 62متر اوليه باقي مانده، ليكن نواحي حاشيه اي كف آن شيب پيدا كرده است. ارتفاع اين شيب بين 46 تا 49 متر است. از ديگر سو اگر بديهي بدانيم كه ريختن اشياء تاريخي در داخل درياچه از ساحل آن رخ داده باشد، اين اشياء مي بايست در حاشيه محيط دايره كف درياچه افتاده باشند. بنابراين به نظر مي رسد كه كشف، منوط به لايروبي بخش حاشيه اي كف درياچه و برداشت مثلثي از خاك به ارتفاع حدود ده الي پانزده متر است. اين لايروبي مي بايست تا عمق 62متري ادامه يابد؛ به شكلي كه كف حاشيه درياچه همسطح مناطق مركزي آن شود.
اولين گزارش مربوط به انداختن اشياء قيمتي در درياچه، به دوران كورش كبير پادشاه هخامنشي باز مي گردد. طبق اين گزارش در سال 547 قبل از میلاد، كورش پس از اينكه بر كروسوس پادشاه ليديه پيروز شد، شاه شكست خورده را به ايران آورد و در مكاني بهنام "بارن"، نزديك همدان اقامت داد و خزانه اشياء قيمتي او را به عنوان نذر در آب درياچه مقدس انداخت. كروسوس، پادشاه ليدي، در تاريخ جهان به ثروتمند بودن معروف است. او اولين پادشاهي است كه به ضرب سكه پرداخت. ثروت او به اندازه اي بود كه هنوز هم اروپاييان اشخاص بسيار پولدار را به كروسوس تشبيه مي كنند. بنابراين اين درصورتي كه افسانه نذر كورش كبير واقعيت داشته باشد، با توجه به اينكه در هيچ دوره اي از تاريخ امكان دسترسي به عمق اين درياچه وجود نداشته، مي توان اميدوار بود كه اين گنج پيدا شود.
در دوره اشكاني نيز چندين گزارش از جنگ هاي بين امپراتوري روم و پادشاهي اشكاني گزارش شده است. بر طبق يكي از اين گزارشات، داستان تاريخي "كلئوپاترا" و "آنتوني" که در تاريخ روم، مصر و جهان معروف است. سردار رومي "آنتونيو"، در سال 36 قبل از ميلاد به محاصره قلعه "گنزك" پرداخت. در جريان اين محاصرات نگهبانان آتشكده مقدس هر زمان كه احساس مي كردند امكان سقوط قلعه وجود دارد، اشياء قيمتي موجود در آتشكده و معبد ناهيد را به داخل درياچه مي انداختند. بنابراين مي توان اميدوار بود كه مقدار زيادي از نذورات دوره اشكاني در كف درياچه موجود باشد.
در دوره ساساني نيز دست كم، يك بار قلعه تخت سليمان به وسيله نيروهاي روم شرقي به اشغال درآمده است. بر طبق اين گزارش در جريان جنگ هاي خسروپرويز با "هراكليوس"، پادشاه روم، اين قلعه به تصرف نيروهاي رومي درمي آيد (624ميلادي). گمان مي رود كه موبدان آتشكده پيش از تصرف قلعه به وسيله نيروهاي متخاصم، نذورات و گنج هاي موجود در آن را به داخل آب انداخته باشند. در اين صورت مقادير زيادي اشياء قيمتي دوره ساساني نيز در كف درياچه قابل اكتشاف است.
در جريان جنگ هاي صدر اسلام و تصرف ايران به وسيله اعراب نيز، قلعه به محاصره نيروهاي خليفه دوم درمي آيد. بعيد نيست كه در این زمان هم گنج ها هایی نيز به قعر درياچه ريخته شده باشند. از نگاه موبدان زرتشتي اين درياچه متعلق به ناهيد (آناهیتا) الهه آبها؛ بوده، بنابراين ريختن اشياء نذري به داخل آن اصولا به منظور حفظ اين اشياء به وسيله صاحب آن تلقي مي شده و جايز و مباح بوده است.
در دوره ساساني بويژه در زمان خسرو انوشيروان (579-531 ميلادي) و خسرو پرويز، توجه خاصي به عمران و آباداني اين محوطه معطوف گردیده، و به عنوان يكي از معابد بسيار با اهميت تلقي شده است. آتشكده آذر گشنسب در متون قديم داراي اسامي متعددي است از جمله به زبان پهلوي؛ گنزك (GANZAK) يا گنجه ناميده مي شده، روميان آنرا گزكا (GAZKA) و اعراب شيز (SHIZ) مي گفته اند. در زمان ايلخانان نیز به آن "ستوريق" گفته شده است.
"تخت سليمان" از اسامي متاخر مجموعه مي باشد كه عامه مردم به علت عدم اطلاع از عملكرد اصلي و زمان ساخت آن، با توجه به احاديث و روايت مذهبي در مورد اقتدار حضرت سليمان، اين امكان را بدان منسوب داشته و به همين جهت محل ياد شده حالت مقدس پيدا کرده و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين محل مي دانستند.
بعد از زوال حكومت ساساني و پذيرش دين اسلام توسط ايرانيان، اين مجموعه عظيم كه در جنگ هاي ايران و روم در زمان خسرو پرويز به شدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 ه. ق. تعداد اندكي از معتقدان آئين زرتشت در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان مدتي به عنوان پايتخت تابستاني و تفرجگاه استفاده مي شود. بعدها محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ه. ق. ادامه حيات مي دهد.
اگرچه گزارش هايي دال بر استفاده از اين قلعه در دوره خلفاي عباسي در دست است، ليكن تخت سليمان در اين زمان از اهميت زيادي برخوردار نبوده. بعدها در دوره پادشاهي ايلخانان مغول در زمان "باقاخان"، دومين پادشاه اين سلسله و برادرزاده هلاكوخان (680تا 663 ه. ق.)، قصر و عمارتي در كنار اين درياچه بنا گرديد. خوشبختانه امراي مغول آثار ساساني را تخريب نكردند و ساختمان هاي خود را در كنار و يا بر روي اين آثار بنا نمودند. از همين رو در حال حاضر بخشي از آثار دوره ساساني در زير آثار دوره ايلخاني مدفون است. وجود يا عدم وجود چنين آثاري را مي توان با حفر گمانه هاي آزمايشي معلوم كرد. بايد توجه داشت كه عمق اين گمانه ها دسته كم مي بايست 12 متر از سطح درياچه باشد.
با توجه به مجموعه موارد فوق بي ترديد كاوش در درياچه تخت سليمان بسيار بااهميت است و مي بايست به عنوان يك اقدام ملي در دستور كار سازمان هاي مربوط و به خصوص ميراث فرهنگي قرار گيرد. در بيان ارزش سرمايه گذاري در حفريات تخت سليمان همين بس كه اولين سرمايه گذاري انجام شده در اين مورد به وسيله بانك ((بورگهارت و بروكلشن – Burghard Brokelschen)) دورتموند آلمان انجام شده و كاملا جنبه اقتصادي داشته است. در حال حاضر مهم ترين مشكلي كه در جهت انجام اين مهم وجود دارد عمق زياد درياچه است كه غواصي در آن را غيرممكن مي كند. در تلاش هايي كه به وسيله هيات هاي كاوش اروپايي انجام شد هيچ غواصي نتوانست در عمق بيش از 32متر غور كند و غواصي در عمق 62متري درياچه عملا غيرممكن مي نمايد. چرا كه فشار آب داخل آن بسيار زياد و همچنين آب داراي املاح غليظ و سنگين است.
به نظر مي رسد كه بهترين روش براي كاوش در قعر درياچه تخليه موقت آب آن باشد. اين كار از دو طريق ممكن است: اول اينكه به وسيله پمپ هاي شناور قوي با دبي بيشتر از فوران چشمه به تخليه آن بپردازند. طبق برآورد انجام شده در هر ثانيه حدود 100 ليتر آب از چشمه كف درياچه فوران مي كند (راهنماي تختسليمان، ص.12). ديگر اينكه به وسيله حفر تونلي افقي از حاشيه تپه تخت سليمان آب درياچه را تخليه و پس از انجام عمليات كاوش تونل را ببندند تا دوباره آب به سرمنزل خود بازگردد. به نظر ميرسد راه حل دوم ساده و عملي باشد. طول اين تونل با توجه به نقشه توپوگرافي منطقه مي بايست حدود 200 متر در نظر گرفته شود. راه حل سوم تلفيق دو راه حل فوق است، يعني استفاده از تونل افقي و پمپ هاي شناور در يك زمان، به اين ترتيب مي توان با هزينه و زمان كمتري به نتيجه رسيد. در ضمن پيشنهاد مي شود كه با استفاده از زيردريايي هاي اكتشافي كوچك (يكنفره) پيش از شروع عمليات كاوش، كف درياچه به دقت مورد بازبيني و نقشه برداري قرار گيرد. استفاده از دوربين هاي زيرآبي داراي پروژكتور و كنترل از راه دور نيز براي انجام اين مقصود مفيد خواهد بود. هزينه اين عمليات نيز چندان زياد به نظر نمي رسد، كافي است كه امتياز تهيه گزارش به موسسات تحقيقات بين المللي جغرافيا (مانند نشريه نشنال جغرافي) داده شود تا ايشان نسبت به اعزام هيات اكتشافي و دوربين و زيردريايي اقدام كنند. پيش از اين نيز هيات كاوش آلماني از دوربين تلويزيوني و همچنين چنگك براي درآوردن اشياء باستاني از زير آب درياچه استفاده كرده اند، اما در گزارش هيات درباره موفقيت يا عدم موفقيت اين كار حرفي زده نشده است. چه بسا كه نخواسته اند ايرانيان از نتيجه كاوش كف درياچه باخبر شوند. در جريان اين كاوش، سطح كف درياچه داراي ناهمواري زيادي گزارش شده است. از آنجايي كه كف درياچه تخت سليمان كاملا مسطح است به نظر مي رسد كه ناهمواري گزارش شده مربوط به آثار تاريخي بيشماري باشد كه در كف درياچه افتاده است. هيات آلماني تلاش كرد كه به وسيله چنگك به درآوردن آثار از كف درياچه اقدام نمايد اما دو عدد از چنگك ها شكست و ظاهرا موفقيتي كسب نشد!
در زمان ساسانیان برای محافظت از اماکن مذهبی و مقدس در زیر زمین دهلیزهایی ( حصار محیطی) ساخته بودند.( عکس پایین)
در ضمن کنار دروازه شمالی ،آثاری را زیر خاک در آورده اند.( عکس زیر)


زندان سلیمان
زندان سلیمان کوهی مخروطی میان تهی در سه کیلومتری تخت سلیمان بوده و زمانی محل نیایش موبدان زرتشتی بوده است . این کوه هزاران سال پیش، بر اثر رسوب کانیهای آب دریاچهٔ آن به وجود آمدهاست. ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود ۹۷ تا ۱۰۷ متر میباشد و بر فراز آن گودال عمیقی در حدود ۸۰ متر دیده میشود که قطر دهانه آن به طور تقریب ۶۵ متر است .
اهالی محل بر اساس باور های قدیمی، این کوه زیبا را بنام زندان سلیمان یا زندان دیو میشناسند و معتقدند که حضرتسلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی میکردند در این کوه زندانی میکرده است. این نام نیز به واقعیت و با توجه به نسبت دادن محل به حضرت سلیمان بر این کوه گذارده شده است.
احتمالا دو هزار سال پيش مخروطي كه امروز خالي از آب است و در دهانه تپه قرار دارد، پر از آب بوده. بقاياي آب انبارهای اطراف مخروط، نشانگر غير قابل استفاده بودن آب اين دهانه و درياچه درون آن است. به مرور زمان و بر اثر حجم رسوبات با فرو ريختن دهانه، چشمه هاي اين درياچه كه در عمق 100 متري قرار داشتهاند بسته شده و مخروط كم كم خشک گردیده است.
پيرامون دهانه مخروطي شكل كوه زندان، جايگاه معبد مقدسي مربوط به هزاره اول ق. م. مي باشد. بقاياي آثار معماري پيرامون دهانه زندان با توجه به اشياء تاريخي بدست آمده متعلق به قلمرو حكومت مانايي ها مي باشد كه از 830 تا 660 قبل از ميلاد در اين منطقه از ايران فرمانروايي داشته اند. به نظر مي رسد كه جايگاه مقدس فقط تا زماني رونق داشته كه درياچه كوه زندان، آب داشته و پس از خشك شدن آب، اين جايگاه بعنوان معبد، متروكه مي گردد و تا مدتي بعد از اين واقعه از برخي واحدهاي معماري آن بصورت قلعه نگهباني استفاده مي شود. خشك شدن آب گودال، به طور ناگهان نبوده بلكه سطح آب در زمان طولاني و به آرامي كم شده است و دليل آن هم احتمالا به دلیل کوچک شدن مدخل خروجي چشمه جوشان به دلیل جمع شدن رسوبات بوده است .


شاید برای بالا رفتن از کوه زندان کمی خسته بشید ولی بالا که رسیدید همه خستگی یادتان میرود . در بالا کوه ، از دهانه گودال شاید دچار کمی دلهره همراه با تعجب شوید برای نگاه کردن به ته گودال توصیه میکنم به حالت دراز کش این کار انجام بدهید. از لبه گودال ، مناظر باغات اطراف آن و خود تخت سلیمان بر زیبایی آن می افزاید.


زندان برنجه

زندان برنجه در راه تخت سلیمان به دندی چند كيلومتري تخت سلیمان( در جاده همپا ، سمت روستای قزل قشلاق ) در روستاي برنجه (برنجك) از دهستان چمن و در دامنه كوه معروف به كوه طويله سليمان واقع شده است كه تشكيلات زمين شناسي متعددي در آن قرار دارد. از نظر زمين شناسي تاريخچه پيدايش مشابهي مثل درياچه تخت و زندان سليمان را دارد و آن محل نيز از انباشته شدن رسوبات آهكي، تل هاي بلند و در مواردي دهانه هاي وسيع آتشفشاني مانند بوجود آورده اند.

عکس ها و مطالب زیر از سایت های مختلف برای اطلاع شما جمع آوری شده است. ( ما بخاطر کمبود وقت نشد بریم) برای کسانی میخواهند به زندان برنجه بروند، باید خودشان را برای پیاده روی نزدیک 2 ساعت آماده کنند.


در عمق نسبتا" زياد دهانه يكي از اين تپه ها درياچه اي در ميان صخره سنگي وجود دارد كه به علت عمق زياد سطح آب از دهانه امكان دسترسي به آن غير ممكن بوده و آب درياچه بعد از گذشتن از ميان سنگ هاي رسوبي و آهكي و تراورتن در جنوب شرقي به رودخانه مجاور در روستاي برنجه واريز مي گردد. آب خارج شده از درياچه كاملا" حالت ملايم و چرب و نرم كنندگي دارد كه استفاده از آب آن، پوست دست و صورت را نرم و لطيف مي كند. در قسمت جنوبي كوه طويله سليمان در بالاي كوه نسبتا" كم ارتفاع همانند زندان سليمان، گودالي مخوف و تو خالي با دهانه بيضي شكل با عمق حدود 60 متر و با ديواره سنگي از نوع سنگ تراورتن وجود دارد كه در عمق 60 متري آن آبي نيلگون پيداست كه به علت عدم دسترسي عمق و ميزان آب موجود در درياچه اندازه گيري نشده و در هر موقع از سال به آن درياچه مراجعه شود هميشه آب را در عمق آن مشاهده مي نماييد كه هيچ گونه تغييري در كم و افزايش يافتن در آن مشاهده نمي شود.

آثار موجود در اطراف زندان برنجه:
1- در دو راس تپه مجاور به زندان برنجه ( برنجك) بقاياي معماري از دوره نا مشخص توجه بازديد كننده را به خود جلب مي كند كه بنا به اظهارات ساكنين محلي و افراد مسن، قبرهايي در كنار بقاياي معماري مربوط به ترسايي ها موجود بوده كه به خط ميخي يا شبيه به آن نوشته هايي بر روي سنگ قبرها مشاهده مي گرديد؛ ولي هم اكنون به علت حفاري هاي غير مجاز جويندگان طلا و مخروبين آثار باستاني كاملا" منهدم شده و از بين رفته است.
2- در روستاي قره بلاغ، مركز دهستان چمن در كيلومتر 24 شهرستان تكاب و غرب روستاي برنجه (برنجك) و در كنار قبرستان عمومي روستا، قبرهايي با سنگ هاي سرخ رنگ با چندين علامت خط ميخي مربوط به دوران حكومت مغولان ديده مي شود كه بنا به روايت ساكنين محلي مربوط به مردگان لشكر تيمور در موقع حمله مغولان جهت تسخير تخت سليمان و شهرنشين مي باشند كه هم اكنون در اثر كندن و حفاري از بين رفته ولي سنگ قبرها به علت بزرگ بودن براي نشان دادن در همان محل باقي مانده است
چمن متحرک
چملی گول یعنی جزیره ای از چمن بر روی برکه است. یکی از بی نظیرترین پدیده های عجیب ایران و حتی جهان که مثل آن را در هیچ جا ندیده و نشنیده ام ، چمن متحرک چملی شهرستان تکاب است. ( ولی متاسفانه هیچ تبلیغی برای جذب توریست نشده)
چمن متحرک چملی ، قطعه بزرگی از نی هایی که از بهم چسبیدن ریشه آنها بدون ارتباط با زمین بر روی آب شناور مانده ،تشکیل شده است . مساحت این قطعه حدود 80 متر می باشد که بر روی برکه ای عمیق کوچکی قرار گرفته است .

چمن چملی در داخل دره تقریبا باتلاقی ، سر سبز ، بکر ، زیبا بوده و در وسط و اطراف آن چمنزارها و نیزارهای بلندی رشد نموده است که ارتفاعشان به دومتر هم میرسد.


این چمن بصورت جزیرهای متحرک با مساحت هشتاد متر مربع بر روی برکه ای کوچک خودنمایی میکند که با وزش باد و جریان هوا و یا تکان خاصی به جهات مختلف تغییر مسیرداده وحرکت میکند وهمین امرموجب منحصر بهفرد شدن این جاذبه طبیعی شدهاست. کل مساحت این برکه عجیب به وسعت یک هکتار است در میان درهای عمیق قرار گرفته که نیزارها، چمن سر سبزدرختان بلند و گلهای زیبا اطراف آن جلوهای خاص و طبیعی و زیبا به آن بخشیده است. چمن بصورت معلق و شناور در وسط این برکه قرار گرفته و دارای پوشش گیاهی کاملا مطلوب و مناسب است و حتی در فصل زمستان و سرمای هوا نیز چمن آن سبزی خود را از دست نمیدهد.


قطعه چمن متحرک بصورت یک نیم قوس کمانی که از پیرامون برکه جداست هنگام حرکت جاذبهٔ فوق العادهای را ایجاد مینماید و از این لحاظ یکی از مناطق مهم طبیعی و گردشگری آذربایجان غربی محسوب میشود. عمق این برکه زیاد بوده و ماهی و مرغابیهای وحشی در اطراف این چمنزار جلوه و زیبایی خاصی را پدید میآورد. ازعلت حرکت و شناور بودن این چمن شگفت انگیز اطلاعی دقیق در دست نیست اما برخی کارشناسان علت آن را منطبق و متناسب با حرکت وضعی زمین و عدهای دیگر ناشی از عوامل طبیعی و وزش باد می دانند.
اگر بر روی این چمن بروید فقط در جاهایی که نازکه پایتان خیس می شود و در بقیه جاها فرو نمیرود .( ولی اگر بر روی آن رفتید مواظب باشید ، اگر چمن حرکت کند بیرون آمدنتان سخت میشود . توصیه میکنم امتحان نکنید )


برای رفتن به این چمن دو راه وجود دارد ، راه اول از جاده تکاب به بدرلو است که بعد از روستای یلقون آغاج جاده خاکی میشود ( لااقل تا زمانی که ما رفته بودیم خاکی بود ) و لی جاده بدی نیست راه دوم از سمت تخت سلیمان ، از جاده همپا به بدرلو است و از نرسیده به روستای قوشه بلاغ ، به راه میانبر قوشه بلاغ به بدرلو وارد شده و بعد از طی چند کیلومتر به روستای ویر میرسد و چمن در این روستا قرار دارد .


سد قجور
سد قجور مربوط به دوره پهلوی است و در 5 کیلومتری تکاب واقع است در جاده بدرلو بعد از روستای قجور یک دره را رد کرده و در سمت چپ جاده رو به بالا به یک جاده خاکی میرسیم ( دنبال تابلو نباشید احتمالا نیست) توی جاده خاکی به دو راهی میرسیم ، راه چپ به سد ختم میشود.


ساخت این سد در سال 1323 شمسی توسط مرحوم حسین علی سردار افشار آغاز و فرزندش فتحلعی افشار آنرا در سال 1328 به پایان رسانیده است. اما وجود کتیبه دیگری در بالای دریچه تخلیه رسوب که کلمات حک شده برآن بشدت مخدوش شده است، تاریخ فوق را مورد تردید قرار می دهد. احتمالا تاریخ بنای سد به قبل از زمان مذکور بر می گردد. سد قجور تکاب با هدف تامین آب کشاورزی و شرب روستاهای پائین دست احداث شده است و مدتی نیز از آب ذخیره شده این سد برای آبیاری فضای سبز شهر تکاب استفاده می شد، بدنه سد قجور با استفاده از سنگهای تراش خورده بدون بند در رویه بالادستی و پائین دستی ساخته شده که میان آنها را با سنگ لاشه و ملات ماسه آهک پر کرده اند. حداکثر ارتفاع سد از پی 18 متر، طول تاج 82.5 متر و عرض آن 6.5 متر در تاج و در حدود 8 متر در پی می باشد. این سد از نوع ذخیره ای است و در عرض دره ای قرار یافته که دارای یک مجرای دو شاخه و رودآب است. در ابتدای شاخه چپ یک چشمه قرار دارد که در بیشتر ایام سال فعال می باشد و آب آن به دریاچه سد جاریست. شاخه راست که محل عبور رواناب ها یا آب بارشهاست در ایام معدودی از سال آب دارد. عمده رسوبات موجود در دریاچه از این آبراهه حمل شدهاند . سد ذخیره ای قجور در ابعاد و نوع خود گوهری بشمار می رود. اصول هیدرولیکی سازه ای و پی سازی در ساخت آن رعایت شده و شناخت طراحان و سازندگان سد از طبیعت اطراف خود در حد کمال بوده است. انتخاب ساختگاه سد، نوع سد، سیستم های آبگیر و تخلیه رسوب، نوع و محل سرریز و سیستم انتقال آب از پای سد به محل مصرف همگی با در نظر داشتن اصول مهندسی و امکانات محلی آنزمان طرح و اجرا شدهاندl


در سالهای اخیر یک مرحله تعمیر ناهماهنگ در نیمه راست تاج سد و پوسته بالادستی آن با استفاده از بتن و دهها تعمیر موضعی با استفاده از ماسه و سیمان صورت گرفته است که با مصالح اصلی سد همگونی ندارد و اصالت ساختمان سد را مخدوش نموده است. سازنده ، این سد را بشکل طبقه طبقه طراحی کرده و در هر طبقه یک دریچه برای تخلیه آب و رسوبات قر ار داده است.


منبع برخی از مطالب این پست شگفتیها می باشد.
با تشکر از شما ، بخاطر مطالعه این پست . به امید دیدار شما در پست بعدی.