سلام
درنيمه راه تخت جمشيد به استخر ( جاده مرودشت-سیوند - سعادت شهر) درسمت راست جاده ،رو به روي راهي كه به نقش رستم ( جاده نقش رستم - تخت جمشید) مي رود، در داخل شكافي بدن سقف دردامنه كوه مهر (كوه رحمت )، چند نقش بر جسته مربوط به صحنه هاي تاجگذاري شاهان ساساني چشم هاي هر بيننده اي را مجذوب مي كند .
اين حجاري ها كه از مهمترين و با شكوه ترين اثار فرهنگي دوران ساساني بوده و بربعضي از اثار بي نظير به جا مانده از زمان ساسانيان درنقش رستم هم پيشي دارد ، امروزه به نام نقش رجب ناميده مي شوند .

كهن ترين ماخذي كه نام نقش رجب در آن ثبت شده ،سفرنامه كاستن نيبور (Niebuhr Caresten ) جهانگرد دانماركي است كه درسال (1176 ه.ق) به ايران امده است وي درنوشته هايش درمورد اين منطقه چنين می گوید :…. پيكره اي كه در ديوار سمت شمالي قرار دارد سر پيكر اصلي (شاپور اول و درباريان ) كه كد خداي ده او را رجب مي ناميد و همچنين سر اسب او به شدت اسيب دیده است .. ولي درگرايش مردمي امده كه ، درنزديكي نقش رجب درمحل پوزه ،قهوه خانه اي بوده كه صاحب ان رجب نام داشته است و لذا اين نقش ها را رجب ناميده اند . فقط فرصت الدوله شيرازي ،در اثار العجم ذكر كرده كه اين مكان را نقش قهرمان نيز خوانده اند

آثار به جامانده درنقش رجب به ترتيب از سمت چپ متعلق به نقش برجسته شاپور اول و خانواده اش ،نقش كرتير موبد موبدان ،تاجگذاري اردشير بابكان و تاجگذاري شاپور اول مي باشد .
نقش بر جسته تاجگذاري اردشير بابكان (239- 224.م)
در قسمت شرقي محوطه نقش رجب ، نقش برجسته اي از مراسم تاجگذاري اردشير پسر بابک شاه و نوه سر سلسله و بنيانگذار دولت شاهنشاهي ساسانيان كنده شده است كه 2/1،4 متر پهنا و 2/1،2 متر بلندي دارد ، ارشير بابكان كه نخست منصب فرماندهي (ارگبدي A rgbad ) دارا بگرد را داشت ، توانست فرامانروايي پارس را براي خود به دست اورد . وي با داشتن صفات عالي فرماندهي و نبوغ نظامي ،اخرين پادشاه اشكاني اردوان پنجم را درنبرد هرمزگان (224 .م) شكست داد و به عنوان اولين شاهنشاه دولت ساساني تاجگذاري كرد و اندكي پس از ان تيسفون را هم گرفت و ان را پايتخت خود كرد .

اردشير دراين حجاري درسمت چپ به صورت ايستاده و نيم رخ ديده مي شود كه نشان افسر شاهي (نوار يا نشانه پادشاهي كه درصحنه ديهيم بخشي ، از طرف اهورامزدا به شاه بخشيده مي شود ) دوره كلاه دارد و گره ان را درپشت سر اويزان كرده است ، هنگام نمايش شاه در نقش هاي برجسته اين نوار يا اويزان و يا به صورت مواج درپشت سرشاه نوده شده است .بر بالاي كلاه ،گوي مزين بزرگي مي بينيم كه معمولا كريمبوس مي خوانند و اين نشانه مشخصه شاهنشاهان بوده است .از توده مدوري موي كه درپارچه زربفت و ابريشمين تارك تاج شاه مي پيچيده اند ، و احتمالا نمادي از (گوي جهان ) مي بوده است هيچ يك از شاهان دست نشانده ساسانيان حق نداشت چنين گويي برتارك خود بگذارند .اردشير دراين نقش موهاي كوتاه دارد و گردن بندي بر گردن اويخته است همچنين لباس بلندي بر روي شلوار پوشيده و شمشيرش درسمت چپ پاي او اشكار است .وي انگشت سبابه خود را كه به جلو خميده ، به نشانه احترام به سوي اهورامزدا ،بنلد كرده ،درحالي كه با دست راست ديهيم مزين به هنوار را از دست اهورامزدا دريافت مي دارد . (حلقه شهرياري را كه متصل به روباني به نام افسر شاهي مي باشد ) نقش اهورامزدا كه شكوه خاصي به اين نقش بخشيده است بحالت ايستاده درسمت راست كنده اند .اهورامزدا تاجي كنگره دار و موهاي انبوه بر روی شانه افتاده دارد و گردن بند ساده اي به گردن اويخته . او با دست راست حلقه شهرياري را به سمت اردشير گرفته درحالي كه دردست چپش برسم (barsom ) نام دسته اي از چوب درختي مقدس است ، كه طبق اداب ويژه مي چيده اند و بزرگان و روحانيون زرتشتي بهنگام نيايش بدست مي گرفته اند .بالاپوش اهورامزدا به وسيله سنجاقي قفل شده و روباني كه شبيه به افسر شاهي است پشت سرش اويزان است .

در پشت سر اردشير تصوير دو نفر ايستاده حجاري شده است . نفر اول كه مگس پراني را بر سر او گرفته ،يكي از سرداران بزرگ ايران است كه معمولا دركنار نقش برجسته هاي اردشير ، با نشان مخصوص برروي كلاهش دو برگ بهم پيوسته ديده ميشود .داشتن نشان و علامت خانوادگي بر روي جامه و كلاه و اسلحه از امتيازات بزرگان دوره ساساني مي بوده است .نقش بعدي شاپور فرزند و وليعهد اردشير مي باشد كه كلاهي بلند به سر دارد و نقش وليعهدي او بر ان يافت مي شود وي دست راست خود را به نشانه اداي احترام ،رو به سوي اردشير و اهورامزدا بالاگرفته است ،گردن بندي گردن او را تزيين مي كند و موهايش از پشت كلاه برروي شانه هايش افتاده است .دست چپ ان دو نفر را در استين سر پوشيده و برروي غلاف شمشيرشان (كه تا پايين پا امتداد يافته است ) نشان داده اند .

در پشت سر اهورامزدا دو نفر از بانوان سلطنتي كه بنا به گفته پرفسور هرتسفلند (Hertzfeld ) احتمالا مادر و همسر ادرشير مي باشند ،و به وسيله ستوني كه علامت چادر سلطنتي و يا كاخ اندورني مي باشد از اين نقش جدا شده اند . بانويي كه موهاي او از دورن حلقه اي گذر كرده و توسط يك كلاه ساساني و يك ديهيم روباندار پوشيده و دست خود را به نشانه اداي احترام بالا گرفته ، احتمالا مي تواند به عنوان ملكه دينك (Dinak ) معرفي گردد ،هر چند باستان شناسان هنوز نتوانسته اند نظر قطعي راجع به اين دو نقش ابراز دارند .

در زير حلقه شهرياري ، تصوير دو نفر به صورت ريزتر حجاري شده است كه به سختي اسيب ديده اند ، اشكار است كه نفر سمت چپ در پوششي از لباس دوره ساساني است و بر روي كلاهش حلقه افسر شاهي به خوبي نمايان مي باشد و دست راست را به اداي احترام بالا برده است .استاد مرحوم والترهينس (Walter Hinz ) آن را شاهزاده بهرام پسر شاپور يكم (239 تا 270 .م) و نوه اردشير شناسايي كرد و متوجه شد كه نفر سمت راست كه گرز دردست دارد بهرام ،ايزد جنگ و نگهداري ايران است كه به صورت هركول يوناني و بدون لباس نشان داده شده است .
( در بعضی از نوشته ها نفر سمت راست نمادی از اهورا مزدا و نفر سمت چپ هرمز اول جانشین شاپور حدس زده شده است. )

شاپور و درباریان
نقش برجسته شاپور و درباريان (239تا 272 .م) اين نقش برجسته كه درشمال محوطه واقع شده است 6 متر طول و 4 متر ارتفاع دارد و شاپور اول ساساني را سوار بر اسب همراه فرزندان ،همسر و بزرگان درباري نشان مي دهد .

.لباس چين دار شاپور تا امتداد پاي وي كشيده شده و نوارهاي شلوارش درحال اهتزاز مي باشد.پاي شاپور در نيم چكمه اي ظريف است كه بندهاي ان مزين است به روبانهائي كه به اطراف آويخته و جالب و ديدني است .تزيينات لباس شاپور ، زلفهاي انبوه و پرچين او كه در دو سوی شانه هایش افتاده است ، تاج او كه با افسر شاهي و روبانهاي مواج از پشت به دو سوي افشانده شده همگي جذابيت خاصي به اين حجاري داده است .اما متاسفانه به صورت شاپور و همچنين قسمتي از تاج و دست راست وي به شدت آسيب رسانيده اند و دست چپش هم به وسيله بدنش پوشيده شده است .

اسب شاپور اراسته و قوي هيكل است و منگوله هاي بلوطي شكل از كنار زينش اويخته است او دست چپ خود را به سنتي قديمي براي احترام بالا گرفته است .يعني درحال حركت حجاري شده .متاسفانه صورت و دست و پای اسب همانند پيكر شاپور از بين رفته است .تزيينات زيبا و اراسته بيانگر هنر بي نظيري است كه ويژه اسب شاه مي باشد . بر سينه اسب شاپور كتيبه اي به سه زبان پهلوي اشكاني ،پهلوي ساساني و يوناني كنده انند كه متن ميانه اين كتيبه در بالاي دست اسب شاه نقش شده است . شاپور دراين نوشته خود را مي شناساند و از القاب و دودمان خود كه شاهنشاه اريايي ها است ، سخن مي گويد .
ترجمه اين كتيبه از اين قرار است .
اين پيكر (من )است خدايگان اهورامزدا پرست شاپور ، شاهان شاه ايران و غير ايران (انيران )كه چهره از ايزدان دارد . فرزند خدايگان مزدا پرست اردشير شاهان شاه ايران ،كه چهره از ايزدان دارد ، نواده خدايگان بابك شاه .
تعداد نزديكان و درباريان شاه كه پشت سر وي قرار گرفته اند 9 نفر مي باشند كه صورت انها از بين رفته است و همه داراي گردن بندهايي كه با گلهاي گرد تزيين يافته است مي باشند و روبانهايي كه بر روي كلاه بسته شده پشت سرانها اويزان است و لباس انها به وسيله سنجاقي برروي سينه به هم متصل مي باشد .
نخستين فرد ايستاده پشت سراسب شاپور ،داراي اندامي نسبتا بزرگ با پوشش شاهزادگان دوره ساساني است و از جايگاه و نقش كلاه ديهيم دار او حدس مي توان زد كه هرمز (اول ساساني ) پسر شاپور باشد كه در ان موقع شاه ارمنستان و نامزد جانشيني شاپور مي بوده است .تزيينات لباس هرمز در اين نقش شامل كلاهي با ديهيم روبان دار و لباس بلند بر روي شلوار چين دار ،پايين تر از زانو كه با كمربندي گل دار تزيين گشته است .دستهاي هرمز به وسيله استين لباس پوشيده و برروي غلاف شمشيرش كه تا پايين پاي وي امتداد مي يابد ،قرار گرفته است .هرمز بعد از مرگ شاپور قبل از سال 270 ميلادي به پادشاهي رسيد ولي تنها يكسال و چندماهي بيشتر فرمانروائي نكرد و مرد .
پشت سر هرمز ، فرزندان ديگر شاهنشاه شاپور نقش شده اند كه از روي نشانهاي منقوش بر كلاهشان انها را شاهزاده شاپور شاه ميشان (با نشاني ويژه ميشانشاه برروي كلاهش كه به شكل گردباد تصوير شده )و شاهزاده نرسي ، شاه سكستان ،و بهرام ، شاه گيلان دانسته اند . حتي اگر اينها فرزندان شاپور يكم يعني هرمز (271- 270 .م)بهرام اول (274-271.م)نرسي (302- 294 .م) نباشند ،بدون شك خويشاوندان نزديك شاپور يكم پادشاه ساساني مي باشند همچنين تصوير ملكه بانوي بانوان (اذر ناهيد) كه تاج گرد كوچكي بر سر دارد (گردنبند ملكه دراين نقش با ساير گردنبندها متفاوت مي باشد )پشت سر شاپور ديده می شود .دررديف دوم ، درباريان معتبر ايستاده اند كه انها را شاپور بيدخش فرماندار نظامي گرجستان و پاپك رئيس نگهبانان شاهنشاهي را شناخته اند . گويا در رديف پايين تر ، نمايندگان دودماهاي بسيار معروف قارون و سوزن حجاري شده اند.

تاج گذاری سواره شاپور اول
صحنه تاج گذاري سوره شاپور اول (239 تا 270 م) تعادل تركيب ، برجستگي اين نقش و هماهنگي ان با متن و نيز تناسب اسبان كهيسكان و باعظمت هستند و روبانهايي كه در دو جهت مخالف موج مي زند ،انرا جزو شاهكارهای هنر پيكر تراشي ساسانيان به شمار اورده است اين نقش نمادين در مجلسي باندازه 68/4×70/2 متر كنده شده است و مراسم تاجگذاري شاپور اول ساساني فرزند اردشير اول (239 تا 270 ميلادي ) توسط اورمزد (اهورامزدا) را نشان مي دهد كه احتمالا در 241 ميلادي ،دو سال بعد از تاجگذاري و قبل ازپيروزي بر امپراتوري روم حجاري گشته است .
.

در اين نقش شاپور سوار بر اسب است و با انگشتان دست راست حلقه شهرياري را از اهورامزدا كه او هم سواره نشان داده شده است ،دريافت مي دارد . درحالي كه دست چپش را بر قبضه شمشير گذارده است .متاسفانه تاج ، صورت و دستهاي شاپور دراين نقش به قدري اسيب ديده كه قابل تشخيص نمي باشند . اهورامزدا درسمت چپ با تاج كنگره اي برسر، و گيسوان مجعد كه برشانه گسترده ،با پوششي شبيه به لباس شاپور اول حجاري شده است .وي با دست راست حلقه شهرياري را به سمت شاپور گرفته است ولي دست چپش به وسيله بدنش پوشيده مي باشد .تزيينات اسب اهورامزدا نيز شبيه به اسب شاپور مي باشد . اسبها رو به روي هم درحالي كه دستهاي چپ خودرا بالاگرفته اند ،حجاري شده اند.صورت و دست هاي اسبها نيز د راين نقش از بين رفته است .

روحاني و موبد عالي رتبه سده سوم ميلادي
چهارمین نقش برجسته كرتير و سنگ نوشته او را نشان مي دهد .درنقش رجب ، درسمت چپ نقش برجسته اردشير اول ،تصوير حجاري شده كرتير (Kartie ) موبد عالي مقام و مقتدر دوران پادشاهي شاپور اول ،بهرام اول و بهرام دوم ساساني به چشم مي خورد .دراين نقش كرتير ،به صورت مردي بدون ريش با كلاه مدور نجبا كه روباني دور آن بسته است ،ديده مي شود .او انگشت سبابه دست راست خويش را به آيين ويژه بزرگان به اداي احترام به نقش اردشير بالا گرفته است و گردن بندي با مرواريد هاي درشت بگردن دارد كه به طرز زيبايي حجاري شده است .اين نقش نمايانگر سيماي كرتير ،موبد بزرگ ساساني است و اگاهي ما از زندگاني ،كارهاي سياسي و كوشش هاي ديني او برگرفته از سنگ نوشته هايي است كه به پهلوي ساساني از خود بر جاي گذاشته است ،و انها عبارتند از سنگ نوشته بزرگش در سرمشهد كازورن ،سنگ نبشته هاي او در نقش رجب و نقش رستم (پشت سر شاپور يكم ) و بر روي كعبه زرتشت درنقش رستم. سنگ نوشته نقش رجب كنار نيم تنه كرتير ودر 31 سطر كنده شده است كه چند سطر اخر ان محو گشته .كرتير در اين كتيبه اشاره اي مبهم به معراج خود مي كند كه تفصيل ان در دو كتيبه ديگرش ،درسرمشهد كازرون و نقش رستم بيان شده است .
من از ايزدان اين را درخواست كردم كه اگر يك بار ايزدان من كرتير را در اين جهان زندگان جاي داده اند پس من را به ان سوي (دنيا ي مردگان )نيز عبور دهند و چهره بهشت و دوزخ را نمايند …

وي درادامه به نظرياتش به نيكي ،بدي بهشت و دوزخ مي پردازد و از كسي كه اين كتيبه را مي خواند ،مي خواهد كه همانند خودش نسبت به ايزدان و دين استوار باشد و انكه اين نامه را بيند و بخواند ، به ايزدان و خدايگان و روان خويش رادتر و راست تر باشد .و نيز براين (مراسم فديه و كردگان ،و دين مزد يسنا،چنانكه اكنون درميان زندگان انجام ميشود …»
كرتير درپايان سنگ نوشته خود در نقش رجب چنين مي گويد :
اما اين نوشته ها را از اين رو نقش كردم كه من كرتير از اغاز كارم بسيار پيمان نامه ها و نامه ها براي اتشكده و مغان و اعضاي اتشكده و براي شهرياران و خداوندگان مهر كرده ام و نام خويش د ربسياري از جاي ها ،برنامه ها ، پيمان نامه ها و دفتر ها نوشته ام تا كسي كه از اين پس پيمان نامه ، دفتر يا نامه نوشته و جز ان بيند ،بداند كه من ان كرتيرم كه شاپور شاهنشاه ملقب به كرتير موبد و هيربد كرده است و هم او كه هرمز (يكم ) شاهنشاه و بهرام شاهنشاه ،پسران شاپور ،كرتير موبد اهورمزدا ناميده اند و هم او كه بهرام شاهنشاه كرتير كه (ايزد )بهرام روانش را نجات بخشيده و موبد اهورمزدا ناميد .
درپايان كتيبه ،ناسخ نام خود را چنين نوشته است : بختك Boxtag دبير خداوندگار كرتير بايد توجه داشت كه نقش برجسته و سنگ نوشته كرتير درنقش رجب ،در زمان اردشير و شاپور كه درهمين محل نقوشي حجاري كرده اند كنده نشده بوده است چون غير از شاهنشاه كس ديگري اجازه اين كار را نداشته . اما در زمان بهرام دوم و همزمان به نقش برجسته وي دركنار شاپور اول درنقش رستم ،حجاري گشته است .
بنا به گفته پرفسور والترهينس (Walter Hinz ) علامت قيچي كه معمولا برروي كلاه كرتير درنقش رستم و جايهاي ديگر ديده مي شود بايد درنقش رجب هم موجود بوده باشد ،اما اينك اثر ي از ان نيست .
اين علامت ،نشان نجيب زادگي است و خود كرتير دركتيبه اش مي گويد كه شاهنشاه ساساني هرمز اول و بهرام دوم او رابه كلاه و كمر نجيب زادگي مفتخر كردند . ارتقاء كرتير از زمان بهرام يكم شروع شده است . وي دردوره اي اردشير كه نام او را فقط در كتبيه سر مشهد كازرون و نقش رستم اورده است يك موبد ساده بوده است ولي درزمان شاپور اول به لقب موبد و هيربد مفتخر گرديد و نامش دركتيبه شاپور پس از نائب السطنه پيش از نام شهربان بيشاپور و پانزده درباري ديگر ،اورده شد در دوران پادشاهي هرمز پسر شاپور (270- 271.م) به عنوان موبد اهورمزدا ارتقاء درجه يافت و از سوي شاهنشاه به دريافت كلاه و كمر سر افراز گشت و تعقيب و كشتن ماني (274.م) در اغاز سالهاي نيرومندي سياست مذهبي كرتير ،سبب شد كه ايين زرتشت تقريبا به صورت يك دين رسمي استوار گردد . اما اوج نفوذ كرتير درزمان بهرام دوم (274تا 294 .م) بود . حتي احتمال مي دهند كه دليل اينكه نرسي پسر كوچك شاپور به سلطنت نرسيد و بهرام دوم به جاي او به قدرت رسيد ، براثر اعمال نفوذ كرتير بوده است .
نفوذ قابل توجه كرتير بربهرام دوم موجب شد كه وي بالاترين افتخارات را كسب كند و به مقام داور (قاضي كل ) و رياست اتشگاه ايزد اناهيتا در استخر برسد و همين قدرت مايه ان گشت كه نقش او در كنار نقش برجسته هاي پادشاهان بزرگ ساساني وجود داشته باشد .با اقتدار ويژه كرتير ،بهرام دوم به وي لقب هاي كرتير كه بهرام روانش را نجات داده ،و موبد اهورامزدا را اعطا كرد. در دوران همين پادشاه است كه كرتير چهار كتيبه مهم در سرمشهد كازورن ،نقش رستم ،كعبه زرتشت و نقش رجب از خود برجاي گذاشته است . وقتي درسال 294 ميلادي بهرام دوم درگذشت عموي وي نرسي با بركنار كردن پسر او بهرام (سوم ) كه پيش از چهار ماه انهم در گوشه اي از ايران شهرياري نكرد، به سلطنت رسيد و دراين زمان ديگر كرتير به پيري رسيده بود و ازكارها كناره داشت . اخرين بار نام كرتير دركتيبه پايكولي (Paikuli ) كه به فرمان نرسي نوشته شده با نام كرتير موبد اهورمزدا امده است .وي سرانجام پس از خدمات به هفت پادشاه دركهنسالي درگذشت.
نقش رجب در 3 کیلومتری تخت جمشید و در نیمه راه تخت جمشيد به استخر ( جاده مرودشت-سیوند - سعادت شهر)درسمت راست جاده ،رو به روي راهي كه به نقش رستم ( جاده نقش رستم - تخت جمشید)مي رود قرار دارد.

منبع مطالب فوق از سایت شهرداری مرودشت می باشد.
آثار تاریخی و باستانی دیگر و مطالب مرتبط به این پست ، نقش رستم ، تخت جمشید و شهر تاریخی پاسارگاد می باشند . برای دیدن آنها ، لطفا روی آن کلیک کنید.