مسجد آقا بزرگ در کاشان

سلام

 

 


مسجد آقا بزرگ (مسجد و مدرسه)، مسجد و مدرسه‌ای بزرگ ، باشکوه و زیبا در کاشان ، منسوب به ملامهدی نراقی ملقب به آقابزرگ که به هزینه مردی نیکوکار به نام حاج‌محمدتقی خانبان و پسرش ساخته شده است. این مسجد و مدرسه در محدوده تاریخی و بافت کهن شهر ، مجاور بقعه خواجه تاج‌الدین و در محله‌ای به همین نام بنا گردیده و در خیابان آقابزرگ، منشعب از خیابان فاضل نراقی واقع است. 


ساختمان این بنا در روزگار پادشاهی محمدشاه قاجار آغاز گردید و در سال‌های نخستین سلطنت ناصرالدین‌شاه (۱۲۶۴-۱۳۱۳ق/۱۸۴۸-۱۸۹۵م)، به پایان رسید.کتیبه‌هایی مورخ ۱۲۶۳، ۱۲۶۴، ۱۲۶۸ق/۱۸۴۷، ۱۸۴۸، ۱۸۵۲م، به ترتیب در صفه شبستان، داخل شبستان زیر گنبد نیز بر اِزاره محراب و سردرِ ورودی مسجد، این سخن را تأیید می‌کند. به نظر می‌رسد که این مجموعه بنا ،به رویِ آثار به جای مانده پس از زلزله ۱۱۹۲ق/۱۷۷۸م یا دوره‌های گذشته ساخته شده باشد، به خصوص شبستان ۴۰ ستون شمالی مسجد که احتمالاً پیش از احداث گنبدخانه بر روی بقایای خانقاه ، مسجد، مقبره و مدرسه خواجه‌تاج‌الدین (متعلق به اواسط سده ۹ق/۱۵م) ساخته شده است.

تلفیق این شبستان با مسجد و مدسه‌ای که بعداً در کنار آن ایجاد گردید، یکی از زیباترین و بهترین نمونه‌های ایجاد هماهنگی و اتصال دو بنا در کنار هم است؛ اما ۴۰ ستون غربی گنبدخانه یعنی مهم‌ترین بنایی که بعدها به قسمت اصلی و گنبد خانه الحاق شد به معماری بنای مقصوره لطمه زده است؛ زیرا معمار بزرگ مسجد بنای گنبدخانه را بدان سان طرح افکنده بود که از چهار سوی به فضای باز راه داشته باشد تا در تابستانِ طاقت‌فرسای منطقه با جریان یافتن هوا در پیرامون گندخانه تهویه و تبرید به صورت طبیعی انجام گیرد، لیکن در زمان حاج‌ملامحمدعلی مجتهدنراقی فرزند آقابزرگ (د ۱۲۸۵ق/۱۸۶۸م)، شبستان غربی گنبدخانه بنا گردید و از این سوی ارتباط با فضای خارج مسدود شد.
در سال‌های بعد نیز در بعضی قسمت‌ها، به خصوص در و پنجره‌های مجموعه، از جمله ۲ اطاق گوشواره‌های بالاخانه طرفین ایوان اصلی گنبدخانه و ۴ اطاق بالاخانه سردرِ ورودی تغییراتی داده شد، در و پنجره‌های ارسی بالارو تبدیل به درگاه‌هایی با دو نیم دایره گردید که در معماری ایرانی سابقه نداشت و از زمان بازگشت ناصرالدین‌شاه از سفر دوم اروپا در بناها معمول شد، نیز حدفاصل گنبدخانه و شبستان غربی با ۳ همبسته مشبّک چوبی با ارسی‌های بالارو از هم جدا می‌شد.بعد از آن‌که موریانه چوب‌ها را از بین برد به جای آن‌ها درهای فلزی کار گذاشته شد، ولی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی در سال‌های اخیر این درهای فلزی را به همبسته‌های چوبی با درهای ارسی تبدیل کرده است.در و پنجره‌های مشبک و بالارو حجرات مدرسه تحتانی نیز به همین ترتیب از بین رفته بود که آن‌ها نیز در سال‌های اخیر به صورت نخستین خود بازگردانیده شده است.جز این‌ها و برخی دگرگونی‌های اندکِ دیگر در بعضی قسمت‌های مجموعه، بنا دست‌نخورده و تقریباً سالم به جای مانده است.


سر در و هشتی ورودی، این قسمت از بنا که از طریق جبهه شمالی به خارج راه می‌یابد مشتمل است بر سر در ورودی، درِ چوبیِ کنده‌کاری شده نفیس، و سکوهای سنگیِ دو طرف.در ۳ ضلع سر در ورودی و درست در ارتفاع بالای درِ چوبی کتیبه‌ای کاشی با قصیده‌ای از حسرت (نام سراینده آن) نصب شده.بالای این کتیبه قطعه سنگی از مرمر حجاری شده حاوی فرمانی از محمدشاه در معاف داشتن قصّابان و دبّاغان از تکالیفِ دیوانی و در زیر کتیبه شعر ، تزییناتی است از کاشی‌های خشتیِ هفت‌رنگ که بدنه دیوار را تا کف سکوها پوشانده است.پس از درِ ورودی، محوطه نسبتاً وسیع هشتی قرار دارد که دارای سقف کاربندی با تزیینات نقاشی آبرنگ در بدنه‌هاست.از هر دو سوی این هشتی ۲ رشته راهرو وسیع و عریض با طاق‌نماهایی عمیق در هر دو طرف و با شیب ملایم، به صحن مرکزی و سایر قسمت‌ها منتهی می‌شود، در وسط هر راهرو یک قسمت سرگشاده به صورت حیاط تعبیه گردیده است.مقابل درِ ورودی و پس از هشتی محوطه‌ای باز به صورت مهتابی احداث شده که در واقع پشت‌بام شبستان چهل‌ستون شمالی است . همچنین هشتی ورودی، به انبار اتاق خادم و نگهبان راه دارد و نیز ۲ رشته پلکان، آن را به شبستان قدیمی تحتانی و محل وضوخانه و حیاط ارتباط می‌دهد.

صحن مرکزی، این صحن در ۲ طبقه و مشتمل بر ۲ حیاط فوقانی و تحتانی (گودالْ باغچه) است. صحن فوقانی (بام مدرس و حجره‌ها) مهتابی مانندی است که از شرق و غرب با ۲ دیوار مرکب از جرز و طاق‌نما محصور شده و از شمال به مهتابی (بام چهل‌ستون) می‌پیوندد و از جنوب به ایوان مسجد راه می‌یابد.گودال باغچه از شرق و غرب به ۱۰ حجره ، و از جنوب به ۲ حجره (در دو سوی) و یک مدرس (در وسط) و چند اطاق و انبار در ۲ کنج جنوب غربی و شرقی، و از شمال به شبستان شمالی و سرداب زیر آن منتهی می‌گردد.حیاط مرکزی به شکل مربع مستطیل و تقریباً در جهت شمالی ـ جنوبی ساخته شده و کف آن با آجر ، به شکل هرّه، فرش گردیده، با حوضی در وسط به شکل کثیرالضلاع و ۴ باغچه در ۴ طرف آن با درختان انار و انجیر و چاه آب و فاضلاب .

 

حجره‌های مدرسه به اندازه یک پله بلندتر از سطح حیاط تحتانی (گودال باغچه) ساخه شده است. ۱۲ حجره آن از طریق ۴ راهرو جنبی به حیاط راه می‌یابند و هر کدام دارای یک پستو و یک بخاری است.ضلع روبه حیاط حجره‌ها، اسپری با شبکه‌های آجری دارد.این اسپرها از دو سوی در قابی مستطیل شکل محصور گردیده و پنجره‌ای مشبک در وسط آن‌ها تعبیه شده است. ۴ پلکان سنگی در ۴ کنج حیاط این قسمت را با بام حجره‌ها یعنی حیاط فوقانی که هم‌سطح گنبد خانه است ارتباط می‌دهد و یک رشته پلکان دیگر در میانه ضلع شمالی به سرداب ارتباط دارد.این سرداب به‌وسیله هواکش‌هایی افقی و عمودی به ۲ بادکیر در ۲ قسمت شبستان شمالی راه می‌یابد و شبستان بدین‌سان تهویه و تبرید می‌شود.در پاره‌ای از اوقات اختلاف درجه حرارت سرداب با حیاط فوقانی به ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراد می‌رسد.

 مقصوره یا گنبدخانه، گنبدخانه بر روی پایه عظیم، پیرامونی یک هشت‌ضلعی، بنا گردیده و گنبدی ۲ پوش با دهانه داخلی ۲۰/۱۰ متر آن را پوشانده است.گرداگرد این گنبدخانه رواقهایی به هم پیوسته با پوششی به شکل طاق و تویزه و عرقچین ایجاد شده است.طرح زیربنای این قسمت از مسجد (شامل گنبدخانه و رواق‌های اطراف و ایوان اصلی) مستطیلی نزدیک به مربع با ابعاد حدود ۳۰×۲۸ متر است.

گنبد به صورت ۲ پوسته جدا از هم ساخته شده، ارتفاع داخلی گنبد (کف تا زیر سقف) حدود ۲۱ متر و ارتفاع خارجی از کف مقصوره تا نوک گنبد خارجی حدود ۵/۲۶ متر است. در ارتفاع حدود ۶ متری از کف مقصوره درگاه‌هایی بر بالای ورودی‌های هشت‌ ‌گانه ساخته شده که در جانب ایوان به یکدیگر ارتباط می‌یابند. زیر این قسمت کتیبه‌ای حاوی سوره «فتح» به خط ثلث برجسته از گچ گرداگرد داخل گنبدخانه را می‌پوشاند که در پایان آن تاریخ ۱۲۶۴ق خوانده می‌شود.


در ۳ ضلع ایوان ورودی این مقصوره و در طراز کتیبه گچ‌بریِ داخلی، کتیبه‌ای از کاشی خشتی به خط ثلث سفید بر زمینه لاجوردی نصب شده، مشتمل بر سوره اَلنَّبَاْ ، در حاشیه‌های بالا و پایین آن کتیبه‌ای دیگر حاوی مرثیه هفت‌بند محتشم کاشانی به خط سُرمه‌ای بر زمینه طلایی نصب گردیده که در میانه آن جمله «عمل کاتب‌الحروف محمدحسن ۱۲۶۳» نگاشته شده است.
هم‌سطح با این کتیبه‌ها و در ۲ طرف جرزهای ایوان جلو مقصوره، اطاق‌های گوشواره تعبیه گردیده که هم از رانش جرزهای اصلی ایوان جلوگیری می‌کند و هم فضایی مفید برای استفاده مدرّسان و طلّاب مدرسه پدید می‌آورد.به احتمال بسیار این اطاق‌های گوشواره قبلاً دارای ارسی با ۳ لنگه درِ چوبی بالا رو بوده که اکنون موجود نیست و به جای آن‌ها در هر اطاق ۳ درگاه باز با قوس نیم‌دایره و بدون پنجره دیده می‌شود.
در ارتفاع ۱۱ متری از کف مقصوره (گنبدخانه)، در جایی که سر ۸ ضلعی مستقیماً تبدیل به ۲۴ ضلعی و سپس دایره می‌گردد، در بالای یک ردیف قطار گچی، ۲۴ دهانه مساوی (پرواز) ایجاد شده که یک در میان پُر و خالی است؛ از ۱۲ پرواز که به صورت روزن‌هایی باز ساخته شده، نور و هوای کافی به داخل محوطه گنبدخانه می‌رسد.بالاتر از این ۲۴ قاب مستطیل شکل یا پرواز یک ردیف قطار دیگر و سپس گنبد دوپوش برپا شده است.سطح داخل گنبد زیرین با اندود گچ سفیدکاری شده و مرکز آن با شمسه زیبایی از نقاشی آبرنگ تزیین یافته است؛ اما پوشش خارجی، گنبدی است از نوع شبدری تند با نمایی آجری و بی‌هیچ تزیینی از روکش یا کاشی.

سردر و ایوان ورودی شمال گنبدخانه دارای پوششی است شامل یک تَویزه در جلو و نیم گنبدی که زیر پوشش اصلی سقف کاذب آن با رسمی‌بندی آجر و کاشی به صورت مَعْقَلی حصیری با شمسه‌ای فوق‌العاده زیبا در تیزه آن.ایوان با یک ورودی اصلی از وسط به مقصوره و ۲ راه ارتباطی دیگر از راست و چپ به رواق‌های طرفین می‌پیوندد. ۲ قسمت سردر که میان ایوان و گنبدخانه واقع است با یک راهرو ارتباطی در نیم‌طبقه به یکدیگر راه می‌یابند و یک درگاه باز در وسط آن، خارج را به داخل مرتبط می‌سازد.نظیر این درگاه در ۳ ردیف دیگر مقصوره نیز عیناً تکرار شده است.در همین سطح ۲ گوشواره مقرنس در ۲ گوشه ایوان به زیبایی مجموعه افزوده است.
ازاره ایوان با کاشی خشتی ۷ رنگ، نمای سرپایه‌های ۲ طرف با ۳ ردیف قاب عمودی دارای دورهای (قوس‌های) جناغی و پشت بغل‌ها با آجر و کاشی معقلی تزیین یافته است.
پشت بغل (لچکی) نمای ایوان با کاشی به شیوه معقلی آرایش یافته و بر روی پایه‌های طرفین ایوان، ۲ گلدسته کاشی‌کاری شده قرار دارد که علاوه بر کمک به استحکام جرزها و پوشش ایوان و استفاده از آن برای گفتن اذان به زیبایی مجموعه نیز می‌افزاید.


در میانه گلدسته کلمات « الله »، « محمد » و « علی » به خط بنایی معقلی تکرار گردیده و بالاتر از آن ۲ ردیف قطار و کاشی‌کاری معقلی و سپس مأذنه نهاده شده است.یک ردیف پلکان مارپیچ که حول محور ستونی در مرکز و داخل گلدسته دور می‌زند پشت‌بام مسجد را به انتهای گلدسته‌ها مرتبط می‌سازد.ضلع جنوبی گنبدخانه به حیاطی هم‌سطح با حیاط فوقانی منتهی می‌گردد.


در جنوب شرقی گنبدخانه نیز حیاطی کوچک و مربع شکل و هم‌سطح با گودال باغچه احداث شده است که به اطاق‌ها و تأسیسات رفاهی مسجد راه دارد. همچنین در خارج از رواق‌های گنبدخانه، در ضلع شرقی، حیاط خلوت کوچک‌تری، هم‌سطح با حیاط فوقانی تعبیه شده که با یک ورودی فرعی و سر در و هشتی کوچکی به محوطه شرقی مسجد راه می‌یابد.در بیرون این قسمت، یعنی جبهه شرقی مسجد، درگذشته خانقاه و مدرسه و مقبره خواجه‌تاج‌الدین قرار داشته که اکنون از آن مجموعه فقط مقبره که از بناهای سده ۹ق/۱۵م است به جای مانده.دیوارهای شرقی و غربی صحن حیاط اصلی از جرزهای آجری و دهانه‌های صفه‌هایی به شکل ایوانچه یا طاق‌نما (در ارتفاع نیم‌متری از کف حیاط) ترکیب یافته با دورهای (قوس‌های) جناغی که فقط پشت بغل‌ها با کاشی‌کاری معقلی تزیین شده است.

 

شبستان‌های چهل‌ستونی، این مجموعه دارای ۲ شبستان چهل‌ستونی است، یکی در جبهه غربی گنبدخانه که اندک زمانی پس از بنای قسمت اصلی ساخته شده و دارای ۲۰ ستون آزاد و ۳۰ چشمه طاق عرقچینی آجری است که در قسمت شمالی آن راهرو ارتباطی و پلکان پشت‌بام و محلی برای وضوخانه قرار دارد؛ و دیگری شبستانِ زمستانی که در جبهه شمالی مسجد و صحن اصلی حیاط واقع است و پایه‌های آن قبل از احداث گنبدخانه بر روی پایه‌های موجود بنایی که بر اثر زلزله یا عوامل دیگر ویران شده بود ساخته شده است.

این شبستان دارای ستون‌هایی از آجر و خشت و پوشش عرقچینی با گوشه‌سازی و رسمی‌بندی است که پوشش آجری عرقچین آن با نقوش هندسی آجر و کاشی تزیین گردیده است. در وسط هر چشمه روزنی با پوشش سنگ مرمر تعبیه شده که از آن‌ها نور طبیعی ملایمی به درون شبستان می‌تابد.


این شبستان یک محراب گچی در وسط دیوار دارد و به‌وسیله یک رشته پلکان به هشتی ورودی مسجد می‌پیوندد که راه ارتباط اصلی آن با خارج مسجد است و به‌وسیله ۲ ورودیِ دیگر به حیاط مرکزی و صحن گودال باغچه نیز ارتباط دارد.در جانب شمال غربی این شبستان یک حیاط خلوت، یک حوض و محلی برای وضوخانه احداث شده که با پلکانِ ارتباطیِ یاده شده، به هشتی ورودی اصلی مسجد متصل می‌گردد. این پلکان و راه ورودی آن اکنون مسدود است.



از خصوصیات بارز بنا معماری ویژه گنبدخانه است که بر روی ۸ پایه عظیم بر پا شده، زیرا در طرح مساجد قدیمی ایران ایجاد گنبد بر روی پایه‌های آزاد به ندرت دیده می‌شود نتیجه عملی اجرای این نوع طرح، جریان یافتن هوای خنک در فضای گنبدخانه در فصول گرم و تابستان‌های داغ منطقه کویری است.از این‌رو در این مسجد، برخلاف دیگر مساجد که جبهه جنوب گنبد خانه را به منظور ایجاد محراب مسدود می‌کنند و جرزهای نسبتاً قطوری می‌سازند، جانب جنوب، جنوب شرقی و جنوب غربی آن آزاد و رها بنا شده و و محراب در دیوار رواقی که گرداگرد گنبدخانه را فراگرفته ساخته شده است.از ویژگی‌های دیگر، گودال باغچه (حیاط تحتانی) است که حوض بزرگ (آب‌نما) و باغچه‌های آن به طراوت فضا کمک می‌کند.

مطالب فوق برگرفته از سایت ویکی فقه دانشنامه حوزوی است.

wikifeqh.ir

از دیگر مناطق گردشگری و دیدنی شهرستان کاشان می توان خانه تاریخی عباسیان ، خانه طباطبایی های کاشان ، باغ فین کاشان ، حمام سلطان امیر احمد کاشان ، شهر زیر زمینی نوش اباد و خانه بروجردیهای کاشان را  نام برد .

کاخ زیبای چهل ستون اصفهان

سلام

 

 

باغ چهل ستون یکی از زیباترین باغ های ایرانی در شهر اصفهان است . این باغ با وسعتی حدود 67000 متر مربع در شرق خیابان عباسی و غرب میدان نقش جهان واقع شده است. در میان این باغ کاخ چهلستون با وسعتی حدود 2120 متر مربع و یک متر بلندتر از سطح باغ ساخته شده است . این بنا که از شاهکارهای بی نظیر معماری جهان محسوب می شود در قرن یازدهم هجری قمری به فرمان شاه عباس اول صفوی به شکل کلاه فرنگی در میان باغ چهل ستون ساخته شد و در عصر شاه عباس دوم الحاقاتی از جمله تالار آیینه کاری شده ، سالن های شمالی و جنوبی ، ایوانی با هجده ستون چوبی و استخر رو به روی این ایوان ، بدان افزودند شده است.

کاخ چهل ستون

در مورد نام زیبای چهلستون روایات مختلفی هست ، از آنجایی که از زمان گذشته در ایران مرسوم بود تا تعدد را با عدد چهل مشخص می نمودند در کاخ چهلستون نیز بعلت تعدد ستون‌هاي اين كاخ ، آن را چنین نامیده اند ، اما تصادفأ چون تعداد ستونهاي تالار چهلستون بيست عدد است و انعكاس عمارت و ستونها در استخر مقابل آن باعث شده تا برخی از راه تفسير گفته‌اند كه ، با انعكاس تصویر این بیست ستون در آب مفهوم چهلستون پيدا کرده است .

این کاخ تشریفاتی به منظور پذیرایی از پادشاهان ، سفرا و صاحب منصبان دولتهایی که با صفویان روابط سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی داشتند در سال 1057 هجری قمری برابر با 1026 خورشیدی و 1642 میلادی رسما افتتاح گردید. معماری این کاخ ترکیبی از هنر معماری چینی و ایرانی و فرنگی است .

باغ چهل ستون از بالا

ایوان ستون دار

ایوان بزرگ این بنا به طول 38 متر ، عرض 17 متر ، ارتفاع 14 متر و مساحت 646 متر مربع بوده و سقف آن مجوف است . چهار ستون وسطی هر کدام بر روی چهار شیر سنگی قرار دارد و حجاریهای آن به گونه ای است که دو شیر با یک سر نشان داده شده و از دهان چهار شیر جلو آب فوران نموده ، داخل حوض مرمر وسط ایوان ستون دار سرازیر می شده است .

پایه ستونها با تصویر شیر

هر یک از ستونهای بیست گانه تالار از یک تنه درخت چنار تشکیل شده و بر روی آنها قشر نازکی از تخته رنگ شده وجود دارد که سابقا با آیینه و شیشه های رنگی پوشیده شده بود . تمام دیوارها از آیینه های قدی و شیشه های رنگی و نقاشی های زیبا تزیین یافته و همه درها و پنجره ها از نوع منبت و خاتم بوده است. انعکاس نور آفتاب موقع طلوع خورشید از آب استخر به آیینه های ستون ها ، سقف و دیوار و انعکاس مجدد نور در حوض میان تالار ، ویژگی خاصی در تلالو به مجموعه داشته است . تمام ستونها مانند سقف تالار ، منقش ، مطلا و آیینه کاری بوده است و اطراف ایوان با طارمی های مشبک چوبی محصور شده بوده و به علت اینکه در ساعات قبل از ظهر آفتاب بداخل كاخ مي‌تابيده این ایوان پرده های عالی داشته که هم اکنون تعدادی از قرقره های آن برجاست.

حوض میان ایوان

سقف منقوش این تالار که از سقف اصلی آویزان و معلق نگه داشته شده است ، از قاب های چوبی با اشکال مختلف هندسی به طرز هنرمندانه ای ساخته شده است. تصویر قرینه حوض مرمرین وسط ایوان در تزیئنات سقف مشاهده می شود. کف ایوان در قدیم از سنگهای مرمر و دیوارها از آیینه سنگی پوشیده شده بوده است. بالای این ایوان کتیبه (شاه عباس دوم) قرار دارد که بر اساس آن ، بنا در سال 1057 هجری قمری ساخته شده است . در سال 1353 خورشیدی تعمیراتی در این کاخ صورت گرفت ، داخل ستونها ، تیر آهن کار گذاشته شد و این ستونها مجددا در جای خود قرار داده شده است . خرپاهای چوبی بکار رفته در سقف این بنا در نوع خود بی نظیر می باشد .

سقف ایوان

در طرفین ایوان دو اتاق که دارای نقاشیهای زیبا که در زمان مرمت بنا از زیر لایه ای از گچ خارج گردیده ، مشاهده میشود . درطرف جنوبي تالار آينه اطاق بزرگي است كه در اطراف آن چند تابلوي مينياتور جلب توجه ميكند (سابقأ در اين اطاق پنجره زيبائي نصب شده بود كه از شاهكارهاي صنعت گچبري بشمار ميرود ولي در تعميرات سالهاي اخير چون اين پنجره متعلق به اين بنا نبود و از بناي تاريخي ديگري بنام درب امام به چهلستون انتقال داده شده بود آنرا پياده كردند تا در ساختمان موزه اصفهان به نمايش بگذارند) قرينه اطاق مزبور درسمت شمال آينه اطاق ديگري است كه آن هم داراي تابلوهاي زيبا ميباشد و تزيينات طلاكاري سقف آن بصورت اصلي از زير گچ خارج شده است. در طرفین شاه نشین نیز دو اتاق که با نقاشی های زیبا تزیین شده و در هایشان به ایوان شمالی و جنوبی راه دارد قرار گرفته است.

 نقاشی داخل اتاق

داخل کاخ با شش نقاشی زیبا و پر شکوه روی دیوارهای تالار تزیین شده است که جشن شاه عباس در زمان پذیرایی وی از (ولی محمد خان) شاه ترکستان را نشان می دهد . در این تابلو بهترین تصویر از شاه عباس اول در کنار فرمانروای ترکستان و همراهان آنها وجود دارد. . نقاشیهای موجود در تالار هر کدام واقعه‌ای تاریخی را به نمایش می‌گذارند که دو تا از این تابلوها ( جنگ شاه اسماعیل اول با سپاه عثمانی در چالدران و جنگ نادر شاه افشار با هندوها ) در زمان قاجاریه نصب شده است .

تالار مرکزی

نمای دیگر از تالار

این کاخ در سال 1316 خورشیدی به عنوان موزه چهل ستون اصفهان در نظر گرفته شد و سپس در تاریخ هشتم مهرمان 1327 خورشیدی به طور رسمی افتتاح شد. گردآوری، نگهداری و حفاظت آثار و اشیای تاریخی، فرهنگی و هنری ، فراهم آوردن امکانات پژوهشی و تحقیق درباره ی آن ها و نیز آشنایی با شیوه ی زندگی گذشتگان و شناساندن آثار فرهنگ و هنر اسلامی به عموم مردم، از اهداف این موزه بوده است. آثار موجود در این موزه یادگارهای ارزشمند دوران اسلامی (صدرر اسلام و دوره صفویه) می باشد که به دست توانای هنرمندان ایرانی ساخته شده و فرهنگ مردم سرزمینی است که زندگی را با هنر و زیبایی در هم آمیخته اند.

مواد و مصالح استفاده شده در نقاشی ها:

تمامی مواد و مصالحی که هنرمندان دوره صفوی برای خلق نقاشی های این کاخ شکوهمند استفاده نموده اند، مواد طبیعی بوده است از جمله: رنگها شامل رنگهای معدنی مانند گل سفید، انواع خاکهای رنگی و طلا رنگ های گیاهی مانند روناس گردو و ... . رنگهای حیوانی مانند رنگ حشره ای به نام قرمز دانه. طلای استفاده شده در این تزیینات طلای اشرفی (با عیار بالا) بوده که به صورت مخلوط پودر صمغ عربی و یا ورق به کار رفته است. چسبی که (بست) به منظور حل نمودن پودر رنگ به کار رفته است از منبع حیوانی مانند سریشم، مومف سفیده تخم مرغ و منبع گیاهی مانند روغن کمان، سریش، کتیرا، شکر ،صمغ عربی و شیره تهیه شده است.

مجلس پذیرایی شاه عباس اول از ولی محمد خان، فرمانروای ترکستان که به سال 1020 ه. ق به منظور استرداد حکومت از دست رفته ی خود به شاه صفوی پناهنده شد. اولین تصویر در ضلع غربی مجلس پذیرایی شاه عباس اول از فرمانروای ترکستان، ولی محمدخان ازبک می باشد که به منظور دستیابی مجدد به قدرتش در آن سرزمین به سال 1020 ه.ق به ایران آمد و از شاه عباس صفوی طب حمایت نمود که شاه عباس نیز پس از پذیرایی مفصلی که از وی به عمل آورد وی را در این امر یاری نمود.

مجلس پذیرایی شاه عباس اول از ولی محمد خان، فرمانروای ترکستان

مجلس پذیرایی شاه عباس دوم از ندر محمدخان، فرمانروای ترکستان در اصفهان که به منظور یاری گرفتن و استرداد حکومت از دست رفته ی خود در سال 1056 ه.ق به شاه صفوی پناهنده شد. ندر محمد خان نیز وضعیتی تقریبا مشابه ولی محمد خان داشت و مورد پذیرایی و حمایت شاه عباس دوم به سال 1056 ه.ق قرار گرفت. در این تابلو، تصویر شاه عباس دوم در حال پذیرایی از ندر محمد خان و اطافیان خان ترکستان و مجلسیان دربار شاه عباس دوم نمایش داده شده که خوشبختانه از گزند حوادث مصون مانده است.

 مجلس پذیرایی شاه عباس دوم از ندر محمدخان فرمانروای ترکستان

جنگ چالدران بین شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم فرمانروای عثمانی به سال 920 ه.ق که به دلیل دستور شاه اسماعیل مبتنی بر عدم استفاده از سلاح گرم به شکست صفویان انجامید. این تابلو معرف حالت قشون ایران در آن زمان و در سال وقوع این جنگ ، 920 ه.ق است که بیشتر آنها مجهز به اسلحه سرد مانند شمشیر و تیر و کمان بودند درحالی که قشون عثمانی مجهز به سلاح گرم و توپخانه و سپاهیان بی شمار بود و این کیفیت در تابلو مزبور مجسم شده است. قهرمان این صحنه نبرد خود شاه اسماعیل است که سوار بر اسب سفید با تاج قزلباش نمایش داده شده است و با شمشیر می جنگد. در قسمت دورتر این تابلو سلطان سلیم عثمانی نیز نمایش داده شده است. چنان شهرت دارد که تابلو جنگ چالدران توسط صادق نقاش باشی در سال 1216 ه.ق تصویر شده است و تابلو روبروی آن که معرف فتح هند توسط سپاه ایران به فرماندهی نادر شاه افشاراست توسط همین نقاش بازسازی شده است.

 جنگ چالدران بین شاه اسماعیل اول با سلطان سلیم عثمانی

جنگ کرنال بین نادر شاه افشار و محمدشاه گورکانی ، پادشاه هندوستان در منطقه ای به همین نام در نزدیکی دهلی در سال 1151 ه.ق که به پیروزی سپاه نادر و فتح دهلی انجامید. پس از افول دولت صفوی، روایتی از جنگ نادر شاه افشار در منطقه کرنال که بر روی یکی از دیوارهای میانی تالار اصلی جای دارد به قلم صادق نقاش ، ملقب به نقاش باشی، نقاش معروف دوره صفوی به سال 1216 ه.ق به سبک قهوه خانه ای با تغییراتی مرمت گردید. نبرد کرنال بین سپاه ایران و هند در چهارمین سال شاهنشاهی نادر در کرنال نزدیک دهلی پایتخت هندوستان اتفاق افتاد و به فتح قوای ایران و تسخیر شهر دهلی منتهی شد. در این تابلو نادر شاه افشار سوار بر اسب با تبرزینی که در دست دارد و ناصرالدین محمدشاه گورکانی ، پادشاه هند سوار بر فیل نمایش داده شده است.

جنگ کرنال بین نادر شاه افشار و پادشاه هنوستان

جنگ بین شاه اسماعیل اول صفوی و شیبک خان ازبک، فرمانروای ازبکستان در سال 916 ه.ق در منطقه ی طاهر آباد مرو که به پیروزی شاه اسماعیل اول انجامید. آخرین تصویر بزرگی که به صفویه مربوط است جنگ شاه اسماعیل اول صفوی با شیبک خان ازبک به سال 916 ه.ق در طاهر آباد مرو است که به پیروزی قاطعانه صفویان، شکست ازبکان و مرگ شیبک خان انجامید. در سالهی اخیر بنا بر آنچه به طور شفاهی نقل شده بود این تابلو را جنگ شاه عباس اول با ازبکها معرفی می کردند در حالی که صورت پادشاه صفوی که دراین تابلو در حال جنگ نمایش داده شده عینا مانند صورت شاه اسماعیل اول در نقاشی جنگ چالدران است و به احتمال قوی به هنگام ترتیب نقاشی دیواری جنگ چالدران،صورت شاه اسماعیل در این تابلوی اصلی برای آن تابلوی الحاقی بعدی نمونه و سرمشق قرار گرفته است. صورت شیبکم خان هم در این تابلو شباهت زیادی به تصویر محمد شاهبخت خان ازبک معروف به شیبک خان، کار بهزاد نقاش دارد. در بین سیاحان اروپایی دیولافوآ (dieulafoy ) نیز که در سال 1298 ه.ق مدتی در اصفهان به سربرده است این تابلو را جنگ شاه اسماعیل با تاتارها معرفی می کند.

جنگ شاه اسماییل اول با شیبک خان ازبک

تابلوی چهارشنبه سوری

در این تابلو صحنه ای از چهارشنبه سوری ترسیم شده که بر بالای تپه آتشی روشن کرده اند و عده ای متشکل از مردان و دخترانی با لباسهای بدن نما به رقص و شادی مشغولند. دخترکاني که دراین تابلو هستند و ساز ميزنند و يا ميرقصند هفت نفر هستند. محل آتش در محل غروب خورشيد قرار دارد که نشان دهنده اين است که با غروب خورشيد اين مراسم آغاز ميشده.سرخي آتش نيز به زردي گراييده که به معني اين است که آتش اندوه و ناراحتي را از اين جمع به خودش گرفته است.

دخترک سوم از سمت راست در این تابلو با شالي زرد رنگ ديده ميشود که اشاره به رسم شال اندازي است که شال خود را پايين مياوردند تا مردمان بر روي آن آجيل چهارشنبه سوري بدهند. ظروفي شبيه بشقاب که در دستها ميبينيد اشاره به سنت قاشق زني و دريافت پول و شيريني از يکديگر است.

( البته اتاقی که تابلوی چهار شنبه سوری در آن نقاشی شده چند وقتیه غیر قابل بازدید می باشد. )

نقاشی چهارشنبه سوری

دو تخته سنگ حجاری شده شکل چهار شیر که در دو باغچه دو طرف معبر ورودی کاخ قرار دارد از بقایای عمارت سر پوشیده صفوی و آینه خانه به کاخ چهلستون منتقل شده است . آثار پراکنده‌ای از دوران صفویه مانند سر در « مسجد قطبیه » سردرهای « زاویه در کوشک » و آثاری از مسجد درب جویباره یا پیربکران و« مسجدآقاسی » را برای محافظت به این کاخ انتقال و بر دیوارهای ضلع غربی و جنوبی نصب کرده اند .

استخر مقابل عمارت بطول 110 متروعرض 16 متر اكنون هم طراوت وزيبائي خاصي به اين كاخ ميدهد .

استخر جلو عمارت

آب در چهلستون

آب یکی از عناصر اصلی سازنده باغ چهلستون می باشد . آب به اشکال متفاوت در باغ حضور دارد ، به صورت استخر ، مادی ، حوض و جوی . حضور آب از طرفی به تلطیف فضای باغ می انجامد و از جانب دیگر انعکاس کاخ در آب استخر اصلی ، تصویر مجازی کاملی از ایوان ستوندار به وجود می آورد که زیباترین نمونه از ایجاد این نوع تصاویر از معماری ایرانی به شمار می رود. استخری که روبروی نمای غربی وجود دارد نیز احتمالا همین انعکاس را داشته و چه بسا در دوره اولیه ساخت کاخ که ایوان ستوندار و به تبع آن استخر شرقی وجود نداشته استخر غربی بنا وجود نداشته است .

تصویر کاخ در استخر پشت عمارت

منابع آب و آبیاری باغ در گذشته عبارت بود از : آب جریان یافته در مادی که شاخه ای از نهر فدن است و پس از آبیاری باغ از شمال خیابان سپه به میدان نقش جهان وارد می گردیده است . آب مادی پس از ورود به باغ از انشعابی وارد استخر پشت عمارت (غرب عمارت می شده ) و پس از آن جوی های طرفین بنا گذشته و به استخر مقابل عمارت متصل می گردیده است . پس از پر کردن آن مجددا از کانالی وارد مادی می شود.

 (مادی به جوی‌ها و نهرهایی گفته می‌شود که جهت تقسیم مقداری از آب زاینده رود در شهر اصفهان در زمان صفویان توسط شیخ بهایی احداث گردید.)

جوی های اطراف کاخ

 به غیر از نقاشیهای داخل عمارت ، بیرون آن نیز چندین نقاشی (به سبک اروپایی) وجود دارد. 

 نقاشی به سبک اروپایی

 نقاشی به سبک اروپا

 

نقاشی به سبک اروپا

 

خانه طباطبایی های کاشان همراه با عکسهای زیبا

سلام

 

 

 یکی از زیباترین ، مجلل ترین و شاهکارانه ترین خانه های تاریخی کاشان که در آن هنر معماری قدیم ،به طرز استادانه ای بکار رفته است ، خانه طباطبایی هاست . این خانه در خیابان علوی ، نزدیکی خانه تاریخی بروجردیها و در جوار بقعه مبارکه امامزاده سلطان امیر احمد و در محله قدیمی سلطان امیر احمد واقع شده و به خاطر اینکه سنگ بنای این خانه را شخصی به نام حاج سید جعفر طباطبایی نطنزی از تجار معروف فرش آن زمان بنا نهاده است ، به خانه طباطبایی ها مشهور گردیده است .

 

 این خانه در زمینی به مساحت 4730 متر مربع و در حدود سال 1250 قمری و در طول ده سال احداث گردیده است. معمار طراح و سازنده ی این خانه یکی از معمارهای چیره دست کاشان به نام استاد علی مریم کاشی بوده است که خانه ی بروجردیها و تیمچه ی امین الدوله ( واقع در بازار میانچال کاشان ) از دیگر آثار این معمار هنرمند است. نقاشیهای ارزنده و گچبریهای خانه طباطبائی ها زیر نظر هنرمند بزرگ و نقاش نامی ایران در دوران قاجار مرحوم میرزا ابوالحسن غفاری کاشان( بنیانگذار اولین مدرسه نقاشی در ایران) و شاگردانش به انجام رسیده است . خانه هاي بزرگ قديم عموماً متعلق به صاحباني متمول بوده و عظمت بنا موجب مي شده تا علاوه بر خودشان ؛ فرزندان آنان نيز پس از ازدواج بتوانند در آن خانه جاي گيرند و علاوه بر آن مکانی برای تجارت و برگزاری مراسم نيز بوده است .

 

 معماري خانه طباطبايي گودال باغچه و حياط مركز است . بعد از زلزله اي معروف سال 1192 هجري قمري اكثر خانه هاي كاشان را بدين صورت ساخته اند ، معماری گودال باغچه يعني باغچه ي خانه در گودي قرار گرفته است . بدين ترتيب بنا هم از نظر استحكام و مقابله با زلزله مقاوم مي شود و هم آن كه آبرساني به بنا را تسهيل مي كند در ضمن از رطوبت بنا هم براي رشد گياهان استفاده مي شود . وقتي بنا در دل خاك باشد ( يعني بصورت گودال باغچه ساخته شود) خانه در عايق حرارتي هم قرار دارد. نه خانه زود گرم مي شود و نه زود سرد .

 

خانه ي طباطبايي ها متقارن ساخته شده است و معماري آن اسلامي و حجاب دار است .این خانه مشتمل بر یک حیاط مرکزی بزرگ (بیرونی) و دو حیاط خلوت (اندرونی) و یک حیاط متعلق به خدمه منزل می باشد؛ 

  اندرونی

 بخش اندروني خانه داراي حياط هايي زيباست . با آنكه اندازه ي آن ها از حياط بيروني كوچكتر است ولي زيبايي خاص خويش را دارند . يك حياط اندروني در سمت راست و ديگري در سمت چپ اتاق پنج دري مركزي را فرا گرفته اند .

حياط اندروني كوچكتر كه به درب اصلي ورودي و خروجي خانه راه دارد اتاقي پنج دري براي پذيرايي از ميهمانان و اتاقي كوچك براي زندگي افراد دارد. حوضي در ميان حياط و دو باغچه ي كوچك زيبايي حياط را تكميل مي كنند .

وجود دو سرداب ( زير زمين ) در اين حياط كاربري مناسبي به مكان داده است . ايوان با اشراف به اتاق پنج دري و داراي درب هايي منقش به شيشه هاي رنگي ، مكاني مناسب براي جلوس را ايجاد كرده است . وجود بادگیر، سقف ضربی، نوع مصالح به کار رفته در بدنه، دو جداره بودن بدنه، وجود حوضی که قبلاً در مرکز سرداب بوده، اختلاف ارتفاع با سطح کوچه حدود 8 تا 10 متر، نسیم خنکی که از سطح حوض حیاط مرکزی وارد زیرزمین می شود؛ همه این عوامل باعث شده تا به خصوص در فصل تابستان 15 تا 20 درجه اختلاف دما بین زیرزمین و بیرون آن مشاهده شود.

 

  بخش بیرونی

بخش بيروني خانه طباطبايي همان قسمت از خانه است كه ابتدا به آن وارد می شویم. حياطي مصفا و زيبا دارد ، باغچه اي بزرگ و حوضي كه آب زلال آن به جز زيبايي ؛ جهت آبياري درختان و استفاده ي خانواده هم كاربرد داشته است . دور تا دور حياط را اتاق هايي ساخته اند كه تعدادي از آنها در زمستان و تعدادي از آنها در فصل تابستان استفاده مي شده است . اتاق هايي كه بخش زمستانه هستند داراي شومينه و سقف هاي كوتاه هستند از ظهر تا غروب آفتاب هم دربرابر نور خورشيد قرار دارند .

  اتاق زمستانه را اتاق هاي آيينه هم مي خوانند . اگر از اتاق نخستين به آخرين اتاق بنگري درب انتهایی آن به صورتي هست كه گويي در مقابل آيينه قرار گرفته و تكرار شده است.

 اتاق هاي تابستانه حد فاصل بخش بيروني و خدمه است . زيباترين صحنه اي كه از خانه ي طباطبايي مي بينيد در برگيرنده اتاق شاه نشين و ايوان يا همان تالار آيينه است . جلوي اتاق هفت دري زيبايي كه پشت زمينه ي بسياري از عكس هاي يادگاري گردشگران است ، تالار آينه قرار دارد ؛ ايواني كه عصرها محل نشست و استراحت ميهمانان بوده است و به سبب تعدد آينه ها در ميان گچ بري ها به اين نام خوانده و گفته شده است . وارد اتاق شاه نشين كه شوي محصور زيبايي مثال زدني آن مي گردي . اوج هنر و زيبايي در اين اتاق بكار گرفته شده و از نقطه اوج تا كف پوش آن ؛ همه زيباست . گچ كاري ، نقاشي ، مقرنس بندي ، قطار بندي و هر آنچه مي خواهي از هنر در اين اتاق رفيع وجود دارد. مكاني است براي پذيرايي از ميهمانان مخصوص و يا كساني كه براي تجارت به خانه دعوت می شده اند .

 

ميهماناني كه از اهميت كمتري براي صاحب خانه برخوردار بوده اند و يا تعدادشان كمتر بوده است در اتاق هاي جانبي اين اتاق با نام گوشواره ساكن مي شده اند. در پشت اتاق هاي گوشواره و همجوار با اتاق شاه نشين حياط هاي كوچكي است كه از آن ها با نام پاسيو يا حياط خلوت نام مي بريم . سرتاسر اين حياط ها را نقاشي هاي زيبايي در بر گرفته است. اين حياط ها در هنگامي كه در اتاق هاي اطراف ( شاه نشین یا گوشواره) ميهماناني بوده اند مركز استقرار خدمه ي خانه بوده . همچنين عاملي براي دريافت و تأمين نور اتاق هاي اطراف نيز بوده است. از اين حياط راه پله هايي براي فضاي بهار خواب وجود دارد .

 

  از فضاي حيات خلوت شرقي كه به بهار خواب راه دارد مي توان به فضاي اسطبل رسید . اسطبل خانه طباطبائی به دو صورت دائم و موقت بوده است . ميهمانان از درب شاه نشين كه در نزديكي اتاق شاه نشين است وارد مي شده اند و خدمه هم از درب اين محل به داخل خانه مي آمده اند حيوانات خود را در اسطبل قرار مي داده اند و از راه پله به بخش خدمه وارد مي شده اند .

 

بخش خدمه

 بخش خدمه فضايي است براي كار و زندگي خدمه ي خانه. در بخش خدمه حياط و اتاق و سرداب وجود دارد و تنها تفاوتش آن است كه ديگر از آن تزئينات عالی و زيبا خبري نيست . در بخش خدمه ي خانه مطبخ هم قرار دارد و تمام غذاي مصرفي خانواده و ميهمانان و مراسم ها همه در اين آشپزخانه پخته مي شده است . اتاق های زندگی خدمه اکنون خراب شده است و وجود ندارد . سرداب بخش خدمه جز آنکه برای زندگی تابستاني خدمه بوده بعنوان محلي برای نگهداری موارد غذایی هم استفاده می شده است .

 

 مطبخ خانه طباطبایی ها

 

 در زمان قاجاریه خانه طباطبایی ها مجهز به هود اشپزخانه بوده است.  

 

 سرداب اصلی خانه

 سرداب خانه برای راحتی و آسایش افراد مسن خانواده در دو طبقه ساخته شده بوده تا آنها مجبور نباشند همه پله ها را پایین بروند.

 

بادگیرها هوای مطبوع و باد را به سرداب هدایت میکردند و باعث اختلاف دمای زیادی با هوای بیرون خانه می شدند و گاهی اوقات سرداب بیش از 20 درجه خنک تر بود.

 

برای خنکی و مطبوع تر شدن هوای خانه ، معمار آن از جوی های آب استفاده کرده بوده ، که آب در جوی ها روان بوده و باد توسط بادگیرها از روی آب جریان داشته و بدین ترتیب خانه مجهز به کولر (آبی) نیز بوده است .

 ایوان و اتاقهای گوشواره

 

 

  سقف ایوان اصلی خانه مزین به یکی از طرحهای فرش کاشان می باشد.

 خانه طباطبایی به عنوان نمونه ای زیبا از خانه های تاریخی ایران تمامي آنچه براي یک زندگی لازم است در خود به نیکی جای داده است . آنچه روایت شد گوشه ی از اطلاعات گردشگری خانه ی تاریخی طباطبائی های کاشان است بدون توجه خاص به حجم بالای علم معماری و اطلاعات شهرسازی که در این خانه به کار رفته است. خانه طباطبایی دارای 5 درب ورودی است که ورودی اصلی به دو ورودی اندرونی و بیرونی در قسمت هشتی تقسیم می گردد. علت پیچ و خم های راهروهای ورودی جهت شکستن اختلاف ارتفاع و نداشتن دید مستقیم است.

 مطالب فوق برگرفته از دو سایت زیر می باشد. 

www.tebyan.net

/www.negare0098.blogfa.com

از دیگر مناطق گردشگری و دیدنی شهرستان کاشان می توان خانه تاریخی عباسیان ، خانه بروجردیهای کاشان ، باغ فین کاشان ، حمام سلطان امیر احمد کاشان ، شهر زیر زمینی نوش اباد و مسجد آقا بزرگ را  نام برد .

تشکوه ، کوه آتش رامهرمز خوزستان

سلام

 

 


یکی از جاذبه های زیبا ، دیدنی و شگفت انگیز شهرستان رامهرمز تشکوه یا اتشکوه آن میباشد. تشکوه سالیان درازیست که می سوزد و کارشناسان زمین شناسی دلیل شعله ور شدن آتش کوه گوگرد موجود در زمین و متصاعد شدن گاز طبیعی از عمق به سطح زمین می دانند. گازهای هیدرکربوری از لایه‌های مختلف زمین عبور می‌کنند و از هر درز و شکافی در سطح زمین به بیرون شعله ور می‌شوند .

نکته جالب این است که به دلیل وجود گاز متصاعد شده در هوا در مجاورت این کوه نمی‌توان آتش دیگری روشن کرد . سوختن این گازها در شب جلوه و زیبایی خاصی به این کوه می دهد و بطوری که سوختن آن در شب بیشتر به نظر می آید و به همین خاطر گردشگران زیادی را در ساعات شب به سوی خود می کشاند. علاوه بر گردشگر‌ها این کوه برای علاقه‌مندان به زمین‌شناسی هم جالب است .

یک پیشنهاد : 
برای اینکه بتوانید هم در روز و هم در شب زیبایی آن را ببینید ، شما باید ساعتی قبل از غروب آفتاب به آنجا رفته و بعد از دیدن و احتمالا گرفتن عکسهای یادگاری از تشکوه ، برای اینکه وقتتان پر شود و احتمالا دیدن یکی دیگر از دیدنیهای رامهرمز را از دست ندهید ، به قبل از ورودی روستای ماماتین سفلی برگشته و به پایین دره و در کنار رودخانه به دیدن چشمه های قیر بروید و بعد از دیدن آنها به تشکوه برگردید. .

در منطقه ماماتین چشمه‌های زیادی وجود دارند که از آنها به صورت طبیعی قیر بیرون می‌آید. ۱۰چشمه قیر طبیعی موجود در ماماتین به شکل تنورهای نانوایی هستند و با مصالحی مانند قلوه سنگ و ملات ساروج در دو طرف یک مسیل کم آب قرار دارند .

متاسفانه زمانی که ما برای دیدن تشکوه و چشمه های قیر رفته بودیم ، به علت نبود تابلوهای راهنما ، ما فقط توانستیم تشکوه را پیدا کنیم  و برای دیدن چشمه های قیر از اهالی روستای ماماتین کمک خواستیم ولی اهالی آنجا یا اطلاعی در مورد آن نداشتند و یا نحوه پرسیدن ما طوری بود که نتوانستند به ما کمک کنند. 

 تشکوه در شرق شهرستان رامهرمز ، در جاده رامهرمز به سمت رود زرد و در مسیر خیجه ( رامهرمز ــ ابوالفارس)و در 6 کیلومتری روستای ماماتین بعد از روستای گنبد لران، در چند متری جاده قرار دارد .


 به امید عزم جدی مسئولان برای شناساندن بیشتر ایران به جهانیان.

 

سد کارون 3 از بلند ترین سدهای ایران

سلام

 

رود خانه کارون پر آب ترین و طویل ترین رود ایران است و از رشته کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد طول این رود 950 کیلومتر بوده و در منطقه ای به نام گتوند وارد دشت خوزستان می شود. در 28 کیلومتری شرق شهرستان ایذه دستان توانمند متخصصان ایرانی ، در اجرایی کم نظیر ، بلندترین سد ایران بنا کرده اند .

سد کارون سه با توجه به ابعاد ساخته های زیرزمینی و روباز آن ، بزرگترین طرح سدسازی ایران و از جمله بزرگترین پروژه های عمرانی کشور است.

انجام عملیاتی طرح کارون سه در مقایسه با سد دز در برخی ابعاد تا هفده برابر کاربری داشته است. آغاز بنای ساختمان اصلی سد کارون سه و نصب تجهیزات نیروگاهی و بهره برداری از سد کارون ، نیروگاه ،آبگیری و راه اندازی اولین واحد در اسفند ماه سال 1383 انجام شد.

طول جاده های احداثی برای این پروژه ی ملی حدودا 33 کیلومتر و تونلهای افقی و قائم آن حدود 22 کیلومتر است.

این سد با ارتفاع 205 متر  که از پی آن  محاسبه می شود و طول تاجی برابر با 462 متر و عرض 29/5 متر در پی و 5/5 متر عرض در تاج و حجم مخزنی با گنجایش 3 میلیلرد متر مکعب آب و ایجاد دریاچه ای به وسعت 48 کیلومتر مربع و 60 کیلومتر طول بزرگترین سد ایران است.

ساختمان نیروگاه زیرزمینی طرح سد کارون در حدود 500 متر پایینتر از محور سد در تکیه گاه راست رودخانه قرار دارد. مغار نیروگاه کارون سه با وسعت 300 هزار متر بزرگترین نیروگاه زیرزمینی ایران است.

این سد بزرگترین نیروگاه آبی ایران است که پس از بهره برداری کامل از 8 واحد 285 مگاواتی آن ، قادر خواهد بود تا سالیانه 4172 میلیون وات ساعت انرژی مورد نیاز را برای این استان تولید کند.

کارون سه دارای تونلهای پایاب نیروگاهی می باشد که وظیفه ی آنان هدایت آب و انتقال آب خروجی از نیروگاه به رودخانه است. طول این دو تونل بطور متوسط 165 متر و قطر آنها 14 متر و بدنه ی آن بتونی می باشد.

طرح کارون سه جدای از سودآوری های کلان در بخش نیروگاهی و تولید انرژی و بالابردن قابلیت های کشاورزی منطقه ، با ایجاد خطوط جدید آبرسانی و ایجاد ناوگان جدید حمل ئ نقل بار و مسافر به عنوان جایگزین راههای   روستایی  صعب العبور قبلی ، آینده درخشانی را برای منطقه به ارمغان آورده است.

مطالب و عکسهای بالا برگرفته از مستند تلویزیونی (ایران دیاری برای تمام فصول ) می باشد.

برای رفتن به سد کارون 3 شما باید از سمت شهرستان ایذه ، راه ایذه -دهدز را ادامه دهید و بعد از طی 28 کیلومتر ، تاج سد در مقابل شما خود نمایی می کند و برای دیدن دریاچه و قایق سواری و دیدن مناظر زیبای پشت سد باید همان راه را ادامه داده و به پلهای دو قلوی آن میرسید. 

 

پلهایی که از بالای آن می توان طبیعت زیبای سد را دید و به مهندسان آن به خاطر این نمایش و توان داخلی آفرین گفت.

 

 

چند کیلومتر بعد از رد کردن پلها به راهی که به سمت دریاچه میرود ، می رسیم  . در کنار دریاچه شناورهایی برای جابجایی خودرو و اشخاص بصورت رایگان به سمت دیگر دریاچه و روستاهای آنطرف و آبشار دیدنی شیوند (با احداث سد مسیر دسترسی به آنها از بین رفته است)، درنظر گرفته شده است. از قایقهای اجاره ای برای گردش روی دریاچه و دیدن دره های پر از آب سد و تاج آن میتوانید استفاده کنید.

اگر فرصت کافی داشتید دیدن آن سوی سد ، روستاها و آبشار زیبای آن را از دست ندهید.

 

 

نقش برجسته ی نقش رجب شیراز به همراه عکس و شرح نقش ها

سلام

 

 

درنيمه راه تخت جمشيد به استخر ( جاده مرودشت-سیوند - سعادت شهر) درسمت راست جاده ،رو به روي راهي كه به نقش رستم ( جاده نقش رستم - تخت جمشید) مي رود، در داخل شكافي بدن سقف دردامنه كوه مهر (كوه رحمت )، چند نقش بر جسته مربوط به صحنه هاي تاجگذاري شاهان ساساني چشم هاي هر بيننده اي را مجذوب مي كند . 
اين حجاري ها كه از مهمترين و با شكوه ترين اثار فرهنگي دوران ساساني بوده و بربعضي از اثار بي نظير به جا مانده از زمان ساسانيان درنقش رستم هم پيشي دارد ، امروزه به نام نقش رجب ناميده مي شوند .

 

  كهن ترين ماخذي كه نام نقش رجب در آن ثبت شده ،سفرنامه كاستن نيبور (Niebuhr Caresten ) جهانگرد دانماركي است كه درسال (1176 ه.ق) به ايران امده است وي درنوشته هايش درمورد اين منطقه چنين می گوید :…. پيكره اي كه در ديوار سمت شمالي قرار دارد سر پيكر اصلي (شاپور اول و درباريان ) كه كد خداي ده او را رجب مي ناميد و همچنين سر اسب او به شدت اسيب دیده است .. ولي درگرايش مردمي امده كه ، درنزديكي نقش رجب درمحل پوزه ،قهوه خانه اي بوده كه صاحب ان رجب نام داشته است و لذا اين نقش ها را رجب ناميده اند . فقط فرصت الدوله شيرازي ،در اثار العجم ذكر كرده كه اين مكان را نقش قهرمان نيز خوانده اند

 

 آثار به جامانده درنقش رجب به ترتيب از سمت چپ متعلق به نقش برجسته شاپور اول و خانواده اش ،نقش كرتير موبد موبدان ،تاجگذاري اردشير بابكان و تاجگذاري شاپور اول مي باشد .

نقش بر جسته تاجگذاري اردشير بابكان (239- 224.م)

 در قسمت شرقي محوطه نقش رجب ، نقش برجسته اي از مراسم تاجگذاري اردشير پسر بابک شاه و نوه سر سلسله و بنيانگذار دولت شاهنشاهي ساسانيان كنده شده است كه 2/1،4 متر پهنا و 2/1،2 متر بلندي دارد ، ارشير بابكان كه نخست منصب فرماندهي (ارگبدي A rgbad ) دارا بگرد را داشت ، توانست فرامانروايي پارس را براي خود به دست اورد . وي با داشتن صفات عالي فرماندهي و نبوغ نظامي ،اخرين پادشاه اشكاني اردوان پنجم را درنبرد هرمزگان (224 .م) شكست داد و به عنوان اولين شاهنشاه دولت ساساني تاجگذاري كرد و اندكي پس از ان تيسفون را هم گرفت و ان را پايتخت خود كرد .

 

 اردشير دراين حجاري درسمت چپ به صورت ايستاده و نيم رخ ديده مي شود كه نشان افسر شاهي (نوار يا نشانه پادشاهي كه درصحنه ديهيم بخشي ، از طرف اهورامزدا به شاه بخشيده مي شود ) دوره كلاه دارد و گره ان را درپشت سر اويزان كرده است ، هنگام نمايش شاه در نقش هاي برجسته اين نوار يا اويزان و يا به صورت مواج درپشت سرشاه نوده شده است .بر بالاي كلاه ،گوي مزين بزرگي مي بينيم كه معمولا كريمبوس مي خوانند و اين نشانه مشخصه شاهنشاهان بوده است .از توده مدوري موي كه درپارچه زربفت و ابريشمين تارك تاج شاه مي پيچيده اند ، و احتمالا نمادي از (گوي جهان ) مي بوده است هيچ يك از شاهان دست نشانده ساسانيان حق نداشت چنين گويي برتارك خود بگذارند .اردشير دراين نقش موهاي كوتاه دارد و گردن بندي بر گردن اويخته است همچنين لباس بلندي بر روي شلوار پوشيده و شمشيرش درسمت چپ پاي او اشكار است .وي انگشت سبابه خود را كه به جلو خميده ، به نشانه احترام به سوي اهورامزدا ،بنلد كرده ،درحالي كه با دست راست ديهيم مزين به هنوار را از دست اهورامزدا دريافت مي دارد . (حلقه شهرياري را كه متصل به روباني به نام افسر شاهي مي باشد ) نقش اهورامزدا كه شكوه خاصي به اين نقش بخشيده است بحالت ايستاده درسمت راست كنده اند .اهورامزدا تاجي كنگره دار و موهاي انبوه بر روی شانه افتاده دارد و گردن بند ساده اي به گردن اويخته . او با دست راست حلقه شهرياري را به سمت اردشير گرفته درحالي كه دردست چپش برسم (barsom ) نام دسته اي از چوب درختي مقدس است ، كه طبق اداب ويژه مي چيده اند و بزرگان و روحانيون زرتشتي بهنگام نيايش بدست مي گرفته اند .بالاپوش اهورامزدا به وسيله سنجاقي قفل شده و روباني كه شبيه به افسر شاهي است پشت سرش اويزان است .


 در پشت سر اردشير تصوير دو نفر ايستاده حجاري شده است . نفر اول كه مگس پراني را بر سر او گرفته ،يكي از سرداران بزرگ ايران است كه معمولا دركنار نقش برجسته هاي اردشير ، با نشان مخصوص برروي كلاهش دو برگ بهم پيوسته ديده ميشود .داشتن نشان و علامت خانوادگي بر روي جامه و كلاه و اسلحه از امتيازات بزرگان دوره ساساني مي بوده است .نقش بعدي شاپور فرزند و وليعهد اردشير مي باشد كه كلاهي بلند به سر دارد و نقش وليعهدي او بر ان يافت مي شود وي دست راست خود را به نشانه اداي احترام ،رو به سوي اردشير و اهورامزدا بالاگرفته است ،گردن بندي گردن او را تزيين مي كند و موهايش از پشت كلاه برروي شانه هايش افتاده است .دست چپ ان دو نفر را در استين سر پوشيده و برروي غلاف شمشيرشان (كه تا پايين پا امتداد يافته است ) نشان داده اند .

 

 در پشت سر اهورامزدا دو نفر از بانوان سلطنتي كه بنا به گفته پرفسور هرتسفلند (Hertzfeld ) احتمالا مادر و همسر ادرشير مي باشند ،و به وسيله ستوني كه علامت چادر سلطنتي و يا كاخ اندورني مي باشد از اين نقش جدا شده اند . بانويي كه موهاي او از دورن حلقه اي گذر كرده و توسط يك كلاه ساساني و يك ديهيم روباندار پوشيده و دست خود را به نشانه اداي احترام بالا گرفته ، احتمالا مي تواند به عنوان ملكه دينك (Dinak ) معرفي گردد ،هر چند باستان شناسان هنوز نتوانسته اند نظر قطعي راجع به اين دو نقش ابراز دارند .

 در زير حلقه شهرياري ، تصوير دو نفر به صورت ريزتر حجاري شده است كه به سختي اسيب ديده اند ، اشكار است كه نفر سمت چپ در پوششي از لباس دوره ساساني است و بر روي كلاهش حلقه افسر شاهي به خوبي نمايان مي باشد و دست راست را به اداي احترام بالا برده است .استاد مرحوم والترهينس (Walter Hinz ) آن را شاهزاده بهرام پسر شاپور يكم (239 تا 270 .م) و نوه اردشير شناسايي كرد و متوجه شد كه نفر سمت راست كه گرز دردست دارد بهرام ،ايزد جنگ و نگهداري ايران است كه به صورت هركول يوناني و بدون لباس نشان داده شده است .

( در بعضی از نوشته ها نفر سمت راست نمادی از اهورا مزدا و نفر سمت چپ هرمز اول جانشین شاپور حدس زده شده است.  )

شاپور و درباریان

 نقش برجسته شاپور و درباريان (239تا 272 .م) اين نقش برجسته كه درشمال محوطه واقع شده است 6 متر طول و 4 متر ارتفاع دارد و شاپور اول ساساني را سوار بر اسب همراه فرزندان ،همسر و بزرگان درباري نشان مي دهد .

 

.لباس چين دار شاپور تا امتداد پاي وي كشيده شده و نوارهاي شلوارش درحال اهتزاز مي باشد.پاي شاپور در نيم چكمه اي ظريف است كه بندهاي ان مزين است به روبانهائي كه به اطراف آويخته و جالب و ديدني است .تزيينات لباس شاپور ، زلفهاي انبوه و پرچين او كه در دو سوی شانه هایش افتاده است ، تاج او كه با افسر شاهي و روبانهاي مواج از پشت به دو سوي افشانده شده همگي جذابيت خاصي به اين حجاري داده است .اما متاسفانه به صورت شاپور و همچنين قسمتي از تاج و دست راست وي به شدت آسيب رسانيده اند و دست چپش هم به وسيله بدنش پوشيده شده است .

 

 اسب شاپور اراسته و قوي هيكل است و منگوله هاي بلوطي شكل از كنار زينش اويخته است او دست چپ خود را به سنتي قديمي براي احترام بالا گرفته است .يعني درحال حركت حجاري شده .متاسفانه صورت و دست و پای اسب همانند پيكر شاپور از بين رفته است .تزيينات زيبا و اراسته بيانگر هنر بي نظيري است كه ويژه اسب شاه مي باشد . بر سينه اسب شاپور كتيبه اي به سه زبان پهلوي اشكاني ،پهلوي ساساني و يوناني كنده انند كه متن ميانه اين كتيبه در بالاي دست اسب شاه نقش شده است . شاپور دراين نوشته خود را مي شناساند و از القاب و دودمان خود كه شاهنشاه اريايي ها است ، سخن مي گويد .

 ترجمه اين كتيبه از اين قرار است .

اين پيكر (من )است خدايگان اهورامزدا پرست شاپور ، شاهان شاه ايران و غير ايران (انيران )كه چهره از ايزدان دارد . فرزند خدايگان مزدا پرست اردشير شاهان شاه ايران ،كه چهره از ايزدان دارد ، نواده خدايگان بابك شاه .

 تعداد نزديكان و درباريان شاه كه پشت سر وي قرار گرفته اند 9 نفر مي باشند كه صورت انها از بين رفته است و همه داراي گردن بندهايي كه با گلهاي گرد تزيين يافته است مي باشند و روبانهايي كه بر روي كلاه بسته شده پشت سرانها اويزان است و لباس انها به وسيله سنجاقي برروي سينه به هم متصل مي باشد .

 نخستين فرد ايستاده پشت سراسب شاپور ،داراي اندامي نسبتا بزرگ با پوشش شاهزادگان دوره ساساني است و از جايگاه و نقش كلاه ديهيم دار او حدس مي توان زد كه هرمز (اول ساساني ) پسر شاپور باشد كه در ان موقع شاه ارمنستان و نامزد جانشيني شاپور مي بوده است .تزيينات لباس هرمز در اين نقش شامل كلاهي با ديهيم روبان دار و لباس بلند بر روي شلوار چين دار ،پايين تر از زانو كه با كمربندي گل دار تزيين گشته است .دستهاي هرمز به وسيله استين لباس پوشيده و برروي غلاف شمشيرش كه تا پايين پاي وي امتداد مي يابد ،قرار گرفته است .هرمز بعد از مرگ شاپور قبل از سال 270 ميلادي به پادشاهي رسيد ولي تنها يكسال و چندماهي بيشتر فرمانروائي نكرد و مرد .

 پشت سر هرمز ، فرزندان ديگر شاهنشاه شاپور نقش شده اند كه از روي نشانهاي منقوش بر كلاهشان انها را شاهزاده شاپور شاه ميشان (با نشاني ويژه ميشانشاه برروي كلاهش كه به شكل گردباد تصوير شده )و شاهزاده نرسي ، شاه سكستان ،و بهرام ، شاه گيلان دانسته اند . حتي اگر اينها فرزندان شاپور يكم يعني هرمز (271- 270 .م)بهرام اول (274-271.م)نرسي (302- 294 .م) نباشند ،بدون شك خويشاوندان نزديك شاپور يكم پادشاه ساساني مي باشند همچنين تصوير ملكه بانوي بانوان (اذر ناهيد) كه تاج گرد كوچكي بر سر دارد (گردنبند ملكه دراين نقش با ساير گردنبندها متفاوت مي باشد )پشت سر شاپور ديده می شود .دررديف دوم ، درباريان معتبر ايستاده اند كه انها را شاپور بيدخش فرماندار نظامي گرجستان و پاپك رئيس نگهبانان شاهنشاهي را شناخته اند . گويا در رديف پايين تر ، نمايندگان دودماهاي بسيار معروف قارون و سوزن حجاري شده اند.

 

 تاج گذاری سواره شاپور اول

 

صحنه تاج گذاري سوره شاپور اول (239 تا 270 م) تعادل تركيب ، برجستگي اين نقش و هماهنگي ان با متن و نيز تناسب اسبان كهيسكان و باعظمت هستند و روبانهايي كه در دو جهت مخالف موج مي زند ،انرا جزو شاهكارهای هنر پيكر تراشي ساسانيان به شمار اورده است اين نقش نمادين در مجلسي باندازه 68/4×70/2 متر كنده شده است و مراسم تاجگذاري شاپور اول ساساني فرزند اردشير اول (239 تا 270 ميلادي ) توسط اورمزد (اهورامزدا) را نشان مي دهد كه احتمالا در 241 ميلادي ،دو سال بعد از تاجگذاري و قبل ازپيروزي بر امپراتوري روم حجاري گشته است .
.

 

  در اين نقش شاپور سوار بر اسب است و با انگشتان دست راست حلقه شهرياري را از اهورامزدا كه او هم سواره نشان داده شده است ،دريافت مي دارد . درحالي كه دست چپش را بر قبضه شمشير گذارده است .متاسفانه تاج ، صورت و دستهاي شاپور دراين نقش به قدري اسيب ديده كه قابل تشخيص نمي باشند . اهورامزدا درسمت چپ با تاج كنگره اي برسر، و گيسوان مجعد كه برشانه گسترده ،با پوششي شبيه به لباس شاپور اول حجاري شده است .وي با دست راست حلقه شهرياري را به سمت شاپور گرفته است ولي دست چپش به وسيله بدنش پوشيده مي باشد .تزيينات اسب اهورامزدا نيز شبيه به اسب شاپور مي باشد . اسبها رو به روي هم درحالي كه دستهاي چپ خودرا بالاگرفته اند ،حجاري شده اند.صورت و دست هاي اسبها نيز د راين نقش از بين رفته است .

 

 روحاني و موبد عالي رتبه سده سوم ميلادي

 

 چهارمین نقش برجسته كرتير و سنگ نوشته او را نشان مي دهد .درنقش رجب ، درسمت چپ نقش برجسته اردشير اول ،تصوير حجاري شده كرتير (Kartie ) موبد عالي مقام و مقتدر دوران پادشاهي شاپور اول ،بهرام اول و بهرام دوم ساساني به چشم مي خورد .دراين نقش كرتير ،به صورت مردي بدون ريش با كلاه مدور نجبا كه روباني دور آن بسته است ،ديده مي شود .او انگشت سبابه دست راست خويش را به آيين ويژه بزرگان به اداي احترام به نقش اردشير بالا گرفته است و گردن بندي با مرواريد هاي درشت بگردن دارد كه به طرز زيبايي حجاري شده است .اين نقش نمايانگر سيماي كرتير ،موبد بزرگ ساساني است و اگاهي ما از زندگاني ،كارهاي سياسي و كوشش هاي ديني او برگرفته از سنگ نوشته هايي است كه به پهلوي ساساني از خود بر جاي گذاشته است ،و انها عبارتند از سنگ نوشته بزرگش در سرمشهد كازورن ،سنگ نبشته هاي او در نقش رجب و نقش رستم (پشت سر شاپور يكم ) و بر روي كعبه زرتشت درنقش رستم. سنگ نوشته نقش رجب كنار نيم تنه كرتير ودر 31 سطر كنده شده است كه چند سطر اخر ان محو گشته .كرتير در اين كتيبه اشاره اي مبهم به معراج خود مي كند كه تفصيل ان در دو كتيبه ديگرش ،درسرمشهد كازرون و نقش رستم بيان شده است .

 من از ايزدان اين را درخواست كردم كه اگر يك بار ايزدان من كرتير را در اين جهان زندگان جاي داده اند پس من را به ان سوي (دنيا ي مردگان )نيز عبور دهند و چهره بهشت و دوزخ را نمايند …

 

 وي درادامه به نظرياتش به نيكي ،بدي بهشت و دوزخ مي پردازد و از كسي كه اين كتيبه را مي خواند ،مي خواهد كه همانند خودش نسبت به ايزدان و دين استوار باشد و انكه اين نامه را بيند و بخواند ، به ايزدان و خدايگان و روان خويش رادتر و راست تر باشد .و نيز براين (مراسم فديه و كردگان ،و دين مزد يسنا،چنانكه اكنون درميان زندگان انجام ميشود …»

  كرتير درپايان سنگ نوشته خود در نقش رجب چنين مي گويد :

 اما اين نوشته ها را از اين رو نقش كردم كه من كرتير از اغاز كارم بسيار پيمان نامه ها و نامه ها براي اتشكده و مغان و اعضاي اتشكده و براي شهرياران و خداوندگان مهر كرده ام و نام خويش د ربسياري از جاي ها ،برنامه ها ، پيمان نامه ها و دفتر ها نوشته ام تا كسي كه از اين پس پيمان نامه ، دفتر يا نامه نوشته و جز ان بيند ،بداند كه من ان كرتيرم كه شاپور شاهنشاه ملقب به كرتير موبد و هيربد كرده است و هم او كه هرمز (يكم ) شاهنشاه و بهرام شاهنشاه ،پسران شاپور ،كرتير موبد اهورمزدا ناميده اند و هم او كه بهرام شاهنشاه كرتير كه (ايزد )بهرام روانش را نجات بخشيده و موبد اهورمزدا ناميد .

 درپايان كتيبه ،ناسخ نام خود را چنين نوشته است : بختك Boxtag دبير خداوندگار كرتير بايد توجه داشت كه نقش برجسته و سنگ نوشته كرتير درنقش رجب ،در زمان اردشير و شاپور كه درهمين محل نقوشي حجاري كرده اند كنده نشده بوده است چون غير از شاهنشاه كس ديگري اجازه اين كار را نداشته . اما در زمان بهرام دوم و همزمان به نقش برجسته وي دركنار شاپور اول درنقش رستم ،حجاري گشته است .

 بنا به گفته پرفسور والترهينس (Walter Hinz ) علامت قيچي كه معمولا برروي كلاه كرتير درنقش رستم و جايهاي ديگر ديده مي شود بايد درنقش رجب هم موجود بوده باشد ،اما اينك اثر ي از ان نيست .

 اين علامت ،نشان نجيب زادگي است و خود كرتير دركتيبه اش مي گويد كه شاهنشاه ساساني هرمز اول و بهرام دوم او رابه كلاه و كمر نجيب زادگي مفتخر كردند . ارتقاء كرتير از زمان بهرام يكم شروع شده است . وي دردوره اي اردشير كه نام او را فقط در كتبيه سر مشهد كازرون و نقش رستم اورده است يك موبد ساده بوده است ولي درزمان شاپور اول به لقب موبد و هيربد مفتخر گرديد و نامش دركتيبه شاپور پس از نائب السطنه پيش از نام شهربان بيشاپور و پانزده درباري ديگر ،اورده شد در دوران پادشاهي هرمز پسر شاپور (270- 271.م) به عنوان موبد اهورمزدا ارتقاء درجه يافت و از سوي شاهنشاه به دريافت كلاه و كمر سر افراز گشت و تعقيب و كشتن ماني (274.م) در اغاز سالهاي نيرومندي سياست مذهبي كرتير ،سبب شد كه ايين زرتشت تقريبا به صورت يك دين رسمي استوار گردد . اما اوج نفوذ كرتير درزمان بهرام دوم (274تا 294 .م) بود . حتي احتمال مي دهند كه دليل اينكه نرسي پسر كوچك شاپور به سلطنت نرسيد و بهرام دوم به جاي او به قدرت رسيد ، براثر اعمال نفوذ كرتير بوده است .

 نفوذ قابل توجه كرتير بربهرام دوم موجب شد كه وي بالاترين افتخارات را كسب كند و به مقام داور (قاضي كل ) و رياست اتشگاه ايزد اناهيتا در استخر برسد و همين قدرت مايه ان گشت كه نقش او در كنار نقش برجسته هاي پادشاهان بزرگ ساساني وجود داشته باشد .با اقتدار ويژه كرتير ،بهرام دوم به وي لقب هاي كرتير كه بهرام روانش را نجات داده ،و موبد اهورامزدا را اعطا كرد. در دوران همين پادشاه است كه كرتير چهار كتيبه مهم در سرمشهد كازورن ،نقش رستم ،كعبه زرتشت و نقش رجب از خود برجاي گذاشته است . وقتي درسال 294 ميلادي بهرام دوم درگذشت عموي وي نرسي با بركنار كردن پسر او بهرام (سوم ) كه پيش از چهار ماه انهم در گوشه اي از ايران شهرياري نكرد، به سلطنت رسيد و دراين زمان ديگر كرتير به پيري رسيده بود و ازكارها كناره داشت . اخرين بار نام كرتير دركتيبه پايكولي (Paikuli ) كه به فرمان نرسي نوشته شده با نام كرتير موبد اهورمزدا امده است .وي سرانجام پس از خدمات به هفت پادشاه دركهنسالي درگذشت.

 نقش رجب در 3 کیلومتری تخت جمشید و در نیمه راه تخت جمشيد به استخر ( جاده مرودشت-سیوند - سعادت شهر)درسمت راست جاده ،رو به روي راهي كه به نقش رستم ( جاده نقش رستم - تخت جمشید)مي رود قرار دارد.

 

 

 منبع مطالب فوق از سایت شهرداری مرودشت می باشد.

 

آثار تاریخی و باستانی دیگر و مطالب مرتبط به این پست ، نقش رستم ، تخت جمشید و شهر تاریخی پاسارگاد می باشند . برای دیدن آنها ، لطفا روی آن کلیک کنید. 

 

سفر به کردستان و غار کرفتو

سلام

 

 

 

غار کرفتو از زیباترین و با اهمیت ترین غارهای ایران است. این غار شامل دو بخش طبیعی و دست ساز ( آثار معماری صخره ای ) می باشد . در قسمت جلویی غار که به صورت چهار طبقه ایجاد شده اتاق ها و راهروهای متعدد و تودرتو با ابعاد خاصی قرار گرفته و در بیشتر اتاقها نورگیر و پنجره تعبیه شده است در معماری این غار علاوه بر ایجاد اتاق‌ها و راهروهای عبوری، سعی شده تا اتاق‌ها با هم مرتبط باشند . 

 

 

بخش طبیعی غار که دالانی به طول 600 متر و ارتفاع 1 تا 12 متر ستون فقرات آن را تشکیل میدهد. تالار بزرگ و تمام طبقات این غار به راهروها و دالان های متعددی راه دارند. 

عکسهای این پست به علت قدیمی بودن کیفیت خوبی ندارند بهمین علت از شما عزیزان پوزش می طلبم. 

غار كرفتو در 72 كیلومتری شمال شرقی شهرستان دیواندره و با همین فاصله از جنوب شرقی شهرستان سقز و حدود 40 کیلومتری تکاب قرار گرفته است . نزدیك ترین روستا در شمال غربی غار به فاصله 3 كیلومتری به نام میرسید یا میر سعید است. اصلی ترین راه دسترسی به آن از طریق جاده تكاب است كه به تازگی اسفالت گردیده است. كه پس از آنكه حدود 30 كیلومتری طی مسافت از شهرستان دیواندره طرف شمال می رویم. در دوراهی تكاب به سمت شرق باید حدود 32 كیلومتر را طی نمود و از یك مركز بخش بنام " گور باباعلی " عبور كرد. و سپس در دوراهی تكاب، كرفتو به طرف شمال، جاده ای پس از عبور از روستای " یوز باش كندی " حدود 3 كیلومتر بعد از آن به غار كرفتو میرسد.

در نزدیکی غار پس از عبور از یک شیب تند و پیچ های متعدد به محوطه غار می رسید که از سه طرف توسط کوههای به هم پیوسطه احاطه شده است و ضلع چهارم هم پس از یک دره نسبتا عمیق به یک کوه دیگر ختم می شود. محوطه محصور شده توسط میراث فرهنگی سنگ فرش شده و امکانات رفاهی برای آن ایجاد کرده اند.

پس از گذر از محوطه و 170 پله سنگ فرش و چشمه آب جاری از سقف به سمت پله های فلزی حرکت می کنید که شما را به سمت غار هدایت می کند.

.

غار در سینه كش یك رشته كوه آهكی كه در شمال دره ای عمیق قرار گرفته است، آثار متعددی از پناه گاهها و دخمه ها و حفره ها دیده می شود. كه در كنار غار اصلی قرار دارد. موقعیت غار به گونه ای است كه به طور كلی بادگیر نیست و در زمستان ها برف دامنه جنوبی را نمیپوشاند در حالی كه پانصد متر آن طرفتر در جنوب شرقی غار كاملا" بادگیر است برف آنرا می پوشاند ،در زمستان ها و هنگام سرما، درون غار گرم و در تابستان به لحاظ كوران باد، غار خنك است. دو چشمه آب در زیر تقابهای پائین غار وجود دارد كه سالیان دراز مردم از آن بهره مند.

در آن سوی دره كوه دیگری وجود دارد كه به جهت القا شكل طبیعی آن، مردم اطراف به آن سه دختران می گویند، كه ارتفاع آن با رشته كوه مورد نظر یكسان است.

با توجه به مطالعات و تحقیقات باستان شناسی به احتمال قوی این غار از دوران پیش از تاریخ ، دوران تاریخی ( پارت و ساسانی) و ایلخانیان مغول در ایران مورد استفاده بوده است .

عکس زیر از خانم آتوسا تقوی می باشد. 

 لطفا به نحوه نگهداری ما بازدیدکنندگان  از آثار باستانی ، (حتی روی تنها کتیبه  این غار ) دقت داشته باشید. 

در بالای سردر ورودی یکی از اتاقهای طبقه سوم کتیبه ای به خط یونانی وجود دارد که از الهه هـراکـلـس یاد کرده است و متن کتیبه به این معنی است .

در ایـن جا هـراکـلـس سکـونـت دارد باشـد که پـلـیـدی در آن راه نـیابـد. 

 

در نـتـیـجه آزمایـشـات خاک شـناسـی که از غار کـرفـتـو به دسـت آمـده نـشـان می دهـد به عـلت یک رشـته فعالـیـتهای جـزئـی و فعـل و انفعالاتـی که در سـطح غـار به عـمـل آمـده و رسـوباتـی که بر جای مانـده ایـن غـار از هـزاره چهارم پـیـش از مـیلاد عاری از فعالـیـتـهای انـسـانـی گـردیـده است و سـاکـنـیـن آن که گـله دارانـی کـوچ رو بـوده انـد آن مـنطـقه را تـرک کـرده انـد . غار کـرفـتـو به جهـت گـمانه هایـی که در آن حـفـر گـردیـده و بعـضا تا عـمـق 5/5 مـتـر پـایـیـن رفـته است با تـوجـه به لایـه های مـوجـود که تحـتانـی تـریـن آن دارای تـراشـه های سـنگـی و تـیغـه ای بـوده است یک فاصله هـزار سـاله را نـشـان مـی دهـد و دوباره به آثار زیـسـت انـسـانـی مـیـرسـد که دارای چهاردوره سکـونـتـی است : پـیـش از تاریخ ، اشکانـی ، سـاسـانـی ، اسـلامی که البته دوره سـلـوکی آن چـنـدان مـورد یـقـیـن نیست. چه بـسـا که کـتـیـبه مـورد بحـث مـمکـن است در قـرون گـذشـته ایجاد شـده باشـد که البته بایـد با مطالعات بـیـشـتـر و آزمایـشـاتـی که از خـود کـتـیـبه به عـمـل می آیـد سـقـم آن عـیان گـردد.

 در گـمانه زنی ها مشخـص گـردیـد عـلاوه بر آنکه در سـطح غار لایـه ها به صـورت انـباشـت تاریخـی به شکـل دوره به دوره قـرار گـرفـته انـد خاکهای رانـده شـده به داخـل حـفـره های کـناری غار هـم به هـمان شکـل قـرار داشـته انـد به طـوریکـه در هـر دوره سـاکـنـیـن بعـدی خاک های دوره پـیـشـیـن را که در سـطح غار وجـود داشـته در حـفـره ها و سـوراخهای مـوجـود انـباشـته انـد . نـتـیجه لایـه نگاری در یـکـی از گـمانه ها ی چهارم که تـا عـمـق 5 مـتـری حـفـر گـردیـده است نـشـان داد که تـوالـی دوره های تاریخـی به هـمان صـورتـی است که مـواد فـرهـنگی آن در خاک های انباشـت شـده در دهـانه و حـفـره ها و نـیـز راههای فـرعـی مـسـدود شـده قـرار داشـته است . هـر چـنـد دوره پـیـش از تاریـخ آن کـمـتـر نـشـانـی از مـواد فـرهـنگـی مـوجـود را دارد با ایـن حال در بعـضی مـوارد با الک کـردن خاکـها ، تـراشـه هایـی به دسـت می آیـد که با تـراشـه هایـی که در طـبـقه چهارم وجـود دارد مطابـقـت می کـند .

کـشـف تـراشـه های سـنگـی در طـبـقـه چهارم و محـوطه بـیـرون غار نـشـانـه اسـتـفاده انـسـان در دوران پـیـش از تاریـخ است هـمچـنـیـن نـمـونه اشـیـای به دسـت آمـده باز نـشـانگـر ایـن واقعـیـت است اگـر چـه به عـقـیـده بعـضی دیگـر از کارشـناسـان امـور باسـتانـی مـی تـوان عـمـر غار را حـتـی خـیـلـی پـیـش تـر از آن حـسـاب کـرد .

 

 

 به نحوه نگهداری و علاقه بیش از حد ما به آثار باستانی توجه داشته باشید. 

 

 

 زمانی که  آب در داخل غار کرفتو جریان داشته ، ساکنان آن این آب را توسط جوی هایی که خودشان درست کرده بودند به داخل حوض های دست کند برای استفاده خود هدایت می کردند. 

 

 

 منبع این مطالب از سازمان میراث فرهنگی کشور برگرفته از سایت فرمانداری دیواندره می باشد

باغ زیبای جهان نمای شیراز

سلام

 

 

دیدمت دورنمای در و بام ای شیراز                        سرم آمد به بر سینه سلام ای شیراز

نکهت باغ گل و نزهت نارنجستان                               از نسیمم بنوازند مشام ای شیراز

نرگسم سوی چمن خواند و سروم سوی باغ         من مردد که دهم دل به کدام ای شیراز

 

شیراز شهری زیبا و بی همتاست ، شهری با تاریخ کهن ، شهر شعر و شاعری ، شهر سرسبزی و باغات زیبا و بی نظیر ، و یکی از این باغات زیبا ، باغ جهان نما است. 

در شهر شیراز در کنار خیابان دروازه قران باغی به نام باغ جهان نما که از آثار بازمانده از دوران کریمخان زند می باشد وجود دارد. دیوار آجری با نمای ساده آن از بیرون نمایان است و درون آن باغ و عمارتی نظیر کلاه فرنگی با چهار حوض و محوطه ای وسیع که شبیه باغ موزه پارس ( آرامگاه کریمخان) است ، قرار دارد. ساختمان کلاه فرنگی این باغ به شکل هشت ضلعی و همانند ساختمان کلاه فرنگی باغ نظر بوده و سروهای کهنی آنرا آراسته است .

باغ جهان نما از کهن‌ترین باغ های شیراز است که از آب  رودخانهٔ پُرآوزاهٔ رکنی مشروب می‌شده و در منطقهٔ ویژه ای از شیراز (خیابان حافظ) و در میان آرامگاه حافظ، هفت‌تنان، دروازه قرآن، خواجوی کرمانی، بابا کوهی، باغ ملی، گهواره دید، کتابخانه ملی اسناد و... جای دارد 
این باغ همچون سه باغ مشهور دیگر یعنی باغ ارم، باغ دلگشا و باغ تخت در دوره آل مظفر و آل اینجو (قرن هشتم هجری قمری) یعنی قبل از یورش تیمور گورکانی به شیراز در نهایت آبادانی بوده‌است. ابن عربشاه مورخ دوره تیموری در کتاب عجایب المقدور آنرا زینت الدنیا نامیده‌است. باغ جهان نما در هنگام اقامت تیمور گورکانی در شیراز، همچون سایر باغهای نامدار آن دوره مورد توجه وی واقع شده بطوریکه همانند آنرا در اطراف سمرقند که موطن او بوده احداث و آنرا جهان نما نامیده‌است.

این باغ در دوره صفویه نیز آباد و قابل اهمیت بوده‌است. شارون و تاورنیه جهانگردان فرانسوی که در دوره صفویه شیراز را دیده‌اند، خیابان زیبایی توصیف کرده‌اند که از تنگ الله اکبر تا بقعه میر علی بن حمزه که محل خیابان حافظ کنونی است ادامه داشته و در دو طرف آن باغهای زیبا و آبادی وجود داشته‌است.

کریم خان زند در سال ۱۱۸۵ هجری قمری این باغ را که در زمینهای مقابل جعفرآباد و مصلی قرار داشته حصار کشید و عمارت کوشک را در وسط آن ساخت و در اطراف عمارت خیابان کشیهای زیبا و درختکاری مفصلی بعمل آورد. طرح و اسلوب این باغ را کریمخان نظیر باغ نظر در داخل دارای چهار خیابان و اطراف چهار حوض دو بزرگ و دو کوچک ساخته‌است.

در ضلع جنوبی بقایای آبنمایی به چشم می‌خورد که فواره آن هنوز پابرجاست. این آبنما از جلوی ضلع جنوبی آغاز می‌شود و به حوضی در جلوی بنایی که در دوره قاجاریه و در انتهای ضلع جنوبی احداث گردیده منتهی می‌شود که اخیراً مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته‌است.

در داخل این عمارت حوض و آب نمایی ساخته شده است . آب این حوض توسط کانالی که از بالای باغ به داخل عمارت کشیده شده بود تامین می شده و آب اضافی از دو طرف عمارت به حوض های بیرون ساختمان هدایت میشده است.  

  باغ جهان نما در خیابان حافظ و در مقابل میدان ورودی شهر بعد از دروازه قران قرار دارد.

 

 

 


منبع : ویکی پدیا و راهنمای ایرانگردی تالیف حمید اعلمی 

عکسهای آبشار آسیاب خرابه قبل و بعد از ریزش

بنام خدا

 

 

اسم آسیاب‌خرابه برگرفته از آسیابی آبی بوده است که سال‌ها پیش مورد استفاده مردم منطقه می‌گرفت ولی هم‌اکنون به دلیل تخریب قسمت‌های عمده آن کاربردی ندارد و به همین دلیل به «آسیاب‌خرابه» شهرت یافت ، ولی عمده جذابیت و معروفیت آسیاب خرابه به خاطر آبشارهای کوچک و بزرگ زیبایی می‌باشد که از بالای کوه با ارتفاع حدود ۱۰ متر به سمت پایین آن سرازیر می‌شود. آب این آبشارها از چشمه‌های متعدد موجود در بالای آسیاب که از کوه کیامکی سرچشمه می‌گیرد، تامین می‌گردد. سطح دیواره‌های آبشار از خزه‌ها و سایر گیاهان آبزی پوشیده شده است به طوری که منظره‌ای زیبا به وجود آمده است.

در اطراف چشمه ای که در آسیاب خرابه قرار دارد، درختان انجیر بسیار زیبایی روییده است که چشم اندازی دلپذیر به وجود آورده اند و در سمت راست دره آبشارهای فراوانی به مساحت ۲۰۰ مترمربع به وجود آمده است .

این آبشار زیبا در چهار فصل سال دیدنی و چشم نواز است و این زیبایی در فصل بهار به اوج رسیده و این طبیعت زیبا و بهشت گونه با استقبال بی حد و اندازه گردشگران از سراسر ایران و کشورهای دیگر روبرو می‌شود . تابستان نیز خنکی مطبوع و طراوت آن بهترین مکان برای گردشگری می باشد.  

در زمستان نیزهم علاقمندان زیادی برای دیدن چهره یخ زده آبشار به این نقطه از کشورمان سفر می کنند.

 

آسیاب‌خرابه یا خارابا دییرمان ( به زبان آذری ) در حدود ۲۷ کیلومتری هادی‌شهر در شهرستان جلفا و در نوار مرزی ایران و جمهوری آذربایجان در ۵ کیلومتری روستای مینجان آباد ، در حاشیه رود ارس قرار دارد و جزو یکی از مکان‌های دیدنی و گردشگری استان آذربایجان شرقی می باشد .

در زمستان سال 92 متاسفانه به علت سنگینی یخ های آبشار قسمتی از آن تخریب گشته است . 

اهالی منطقه در بالای آبشار و آسیاب خرابه ،اقدام به ساخت پارکینگ ، رستوران و کلیه وسایل رفاهی برای مسافران کرده اند. برای دیدن آبشار شما می توانید از دو طرف آسیاب به پایین دره بروید و از منظره زیبا دیدن کنید. 

برای رفتن به اسیاب خرابه چند راه وجود دارد. 

آسان ترین و بهترین راه ،تبریز - مرند - جلفاست. 
در این راه شما می توانید قبل از رسیدن به جلفا از طریق جاده هادی شهر و یا از سمت جلفا به مارازاد بروید( حدود 20 کیلومتر ) و بعد از مارازاد چند کیلومتر طی کرده و روستای احمد اباد را که رد کردید به جاده آسیاب خرابه میرسید. 
راههای دیگر کمی سخت تر هستند. 
جاده تبریز - ورزقان - سیه رود
اردبیل - مشکین شهر - اهر - ورزقان - سیه رود
و اگر در پارس آباد یا کلیبر باشید میتوانید از جاده کلیبر - عاشقلو - کردشت (که خود شهر کردشت دارای چندین آثار باستانی می باشد ) - سیه رود استفاده کنید.

در سه راه مذکور شما باید شهر سیه رود را رد کرده و بعد از طی چند کیلومتر به جاده آسیاب خرابه خواهید رسید.

 

عکسهایی از میدان آزادی و تاریخچه ساخت آن

بنام خدا

امروزه هر کشور و شهری با نمادهای فرهنگی و تاریخی خاصی معرفی می‌شود و نمادهاي شهري از عناصر اصلي هويت بخشي به آن هستند و گردشگران براساس محبوبیت این آثار، سفر‌های خود را برنامه‌ریزی کرده و به‌منظور دیدار از این آثار به این مناطق سفر می‌کنند.

 این آثار گاهی مربوط به تاریخ گذشته ملل مختلف بوده و گاهی نیز به واسطه هنرمندان خوش‌ذوق، آثار بی‌بدیلی ایجاد می‌شود که باعث جذب گردشگران می‌شود. 

تهران نیز دارای چندین نماد است که برج آزادی نیز یکی از زیبا ترین و پر خاطره ترین آنهاست. برج آزادی که در غرب تهران قرار دارد و کسانی که از غرب وارد تهران می شوند این برج در مقابل چشمان آنها با قامتی استوار خودنمایی می کند. 

برج آزادی یکی از نمادهای شهر تهران است که در سال ۱۳۴۹ خورشیدی به دست معمار ایرانی، حسین امانت با نام برج شهیاد آریامهر، به دستور فرح پهلوی (به قولی) برای یادبود جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در میانه میدانی به نام میدان شهیاد (آزادی) طراحی و ساخته شد. این برج، پس از انقلاب ۱۳۵۷ به نام «برج آزادی» معروف گردیده‌است. برج آزادی در ایران، نمونه‌ای از نماد و نشانه‌های شهری است که معماری شاخص آن، تلفیق طاق‌های معماری پیش از اسلام (دوره هخامنشیان و ساسانیان) و بعد از اسلام و تبدیل آن به نمادی زیبا به لحاظ معماری است. در این طرح، معمار حتی به جزئیات اجرای بنا و نحوه چیدمان سنگ‌های نما دقت وافری مبذول داشته تا در نهایت جزء جزء اجزا به کل واحدی بدل گردند

تاریخچهٔ برج آزادی به سال ۱۳۴۵ خورشیدی برمی‌گردد. در این سال طرح یک نماد شناسایی ایران میان معماران ایرانی به مسابقه گذاشته شد و در پایان طرح مهندس حسین امانت بیست و چهار ساله و دانش‌آموخته دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران برنده و برای ساخت برگزیده شد. عملیات ساخت برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ خورشیدی آغاز شد و پس از بیست و هشت ماه کار، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید.

در جشن گشایش این برج که در سمت غرب شهر تهران جای دارد، محمدرضا شاه پهلوی و همسرش فرح پهلوی حضور داشتند و منشور حقوق بشر کوروش بزرگ (نخستین نوشته حقوق بشر از کوروش کبیر، پادشاه هخامنشی) برای نخستین بار در این مکان پرده‌برداری شد..

 در کوران انقلاب ایران (۱۳۵۷) اجتماعاتی در این میدان برپا می‌شد و پس از پیروزی انقلاب نیز برنامه پیشواز از آیت‌الله خمینی در بازگشت از پاریس به تهران در این میدان انجام شد و نام آن نیز از میدان شهیاد به میدان آزادی تغییر یافت.

 میدان آزادی با مساحت ۵۰٬۰۰۰ مترمربع پس از میدان نقش جهان با مساحت ۸۹٬۶۰۰ مترمربع، بزرگ‌ترین میدان ایران است و برج آزادی، یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای تهران، با بلندای چهل و هشت متر در میان آن جای گرفته است.

این بنای سه طبقه دارای چهار آسانسور و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان است. در محوطه زیرین آزادی چندین سالن نمایش، نگارخانه، کتابخانه، موزه و... قرار دارد. طول این بنا ۶۳ متر، ارتفاع آن از سطح زمین ۴۵ و ارتفاع از کف موزه ۵ متر است. گفته می‌شود در ساخت برج آزادی چهل و شش هزار قطعه سنگ بریده و پرداخت شده به کار رفته‌است.

حسین امانت می‌گوید: «این بنا به گذشته‌های درخشان تاریخ ایران نظر دارد؛ به دورانی که ایران در ادبیات، هنر، معماری، صنایع دستی، علوم مختلف و خیلی چیزهای دیگر سرآمد بود. من می‌خواستم جمع بندی خودم از اینها را در آزادی ارائه کنم تا اگر کسی از خارج می‌آید یا حتی مردم ایران بدانند که این اثر به کجا و به کدام فرهنگ مربوط می‌شود.»

«در این بنا، قوس اصلی وسط برج، نمادی از طاق کسری مربوط به دوره پیش از اسلام (دوره ساسانی) است و قوس بالایی که یک قوس شکسته‌است از دوران بعد از اسلام و نفوذ اسلام در ایران حرف می‌زند. رسمی سازیهایی که بین این دو قوس را پر می‌کند، خیلی ایرانی است و من آن را از گنبد مساجد ایران الهام گرفته‌ام. اساسا تکنیک گنبد سازی در ایران خیلی جالب است و شما در هر مسجدی که می‌روید، یک چیز تازه‌ای می‌بینید. در این گنبدها که نشانه نبوغ ایرانی است، معماران قدیم از قاعده مربع بنا وارد دایره گنبد شده‌اند و این کار را با کمک رسمی بندی‌ها و مقرنس کاری‌های بسیار زیبا انجام داده‌اند. در برج آزادی هم همین کار انجام شده. هندسه بنا یک هندسه مربع مستطیل است که از روی چهار پایه خود می‌چرخد و ۱۶ ضلعی می‌شود و بالاخره به صورت یک گنبد شکل می‌گیرد. البته شما این گنبد را از بیرون نمی‌بینید، اما از داخل برج قابل مشاهده‌است.» 

«دو طبقه داخل برج، یکی بالای قوس طاق اصلی و دیگری زیر گنبد است که با آسانسور به آن می‌رسید. این طبقه که به عنوان نمایشگاه طراحی شده با گنبدی از بتن سفید پوشیده شده. این گنبد مقرنس ایرانی را به نوع تازه‌ای اجرا می‌کند و ارتفاع آن از بام آزادی بیرون می‌زند و از بام دیده می‌شود که با کاشیهای فیروزه‌ای معرق ایرانی پوشیده شده‌است. مصرف بتن سفید در این قسمت و در سالن پذیرایی آن، در آن زمان یک کار جدیدی در ایران بود.»

«این بنا سنگ‌هایی دارد که در قسمت پایین برج ۳٫۲ متر طول و ۱٫۶ متر ارتفاع دارند و کار دست سنگتراشان است» «این سنگ‌ها با بتن و آهن ضد زنگ به هم چسبیده‌اند و پشت آنها یک سطح خشن است که روی آن نلغزند. ولی هر سنگی کنار سنگ دیگر با یک ماده قابل انعطاف بندکشی شده‌است. چیزی شبیه به لاستیک که قابل انعطاف است. ماده‌ای است به نام.»

نقش‌های داخلی برج، تلفیقی از سنت و مدرنیسم است به خصوص سقف طبقه دوم. در ورودی برج، هریک از لنگه‌های سنگی درها، حدود ۵/۳تن وزن دارد. جنس این سنگ‌ها از گرانیت است. برج دو آسانسور دارد که از دیواره‌های برج بالا می‌روند. آسانسور اول دو طبقه را طی می‌کند و به سقف سیمانی می‌رسد سپس از آسانسور دوم استفاده می‌شود. هیچ یک از سقف‌ها بسته نیستند و همه آنها به فضای بالاتر راه می‌یابند. 


به گفته حسین امانت: «نقوشی که در میدان هست و باغچه‌ها و گل کاری‌ها را شکل می‌دهد، از طرح داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله اصفهان الهام گرفته شده؛ منتها هندسه دایره گنبد تبدیل به بیضی شده‌است. روابط لگاریتمی جالبی در هندسه و ابعاد گنبد مسجد شیخ لطف الله هست که دانش عمیق ریاضی معماران ایران در دوره‌های گذشته را نشان می‌دهد.»

«طرح آب نما و فواره‌ها هم ملهم از باغ‌های ایرانی است. همین طور شیب میدان با دقت و به منظور خاصی طراحی شده، حد ارتفاع برج آزادی ۴۵ متر است؛ چون نزدیک فرودگاه مهرآباد قرار گرفته و نمی‌شود بلندتر از این ساخت. ولی من می‌خواستم وقتی به بنا نزدیک می‌شوید به طرف بالا بروید، در حالی که بالا بردن بنا ممکن نبود. ما برای این که مشکل ارتفاع را حل کنیم، یک سرازیری در میدان بوجود آوردیم. یعنی شما از طرف فرودگاه که وارد میدان می‌شوید به شکل سرازیر به برج نزدیک می‌شوید و می‌رسید به آن آب نمای دایره شکل و وقتی به بنا نزدیک می‌شوید، دوباره بالا می‌آیید. زمین زیر برج کاملا صاف است. این صافی و آن شیب میدان وقتی به هم می‌رسند، خط‌های قوسی جالبی را ایجاد می‌کنند.»

 

 

موزه در زیر میدان قرار دارد.نمونه ای از سنگهای قیمتی به نمایش درامده در موزه :

 

 منظره ای از برج میلاد  و شهر تهران از بالای برج آزادی 

 بازدید از برج آزادی را به شما عزیزان توصیه میکنم (بخصوص یک روز بعد از بارندگی یا وزیدن باد شدید ) .

 منبع برخی از مطالب بالا بر گرفته شده از سایت ویکی پدیا می باشد